


«أَسْرَعُ الدُّعاءِ إِجابَةً، دُعاءُ غائِبٍ لِغائِبٍ.»(1)
دعاى شخص در غياب ديگران، زودتر از همه ى دعاها مستجاب مى گردد.
در اين روزهاى جنگ(2) بايد مجالس دعا و توسّل تشكيل شود، و به خصوص بعد از نمازها و در خَلَوات با اخلاص «أَمَّن يُجِيبُ»(3) گفته شود و نجات همه ى مؤمنين درخواست گردد و از ائمّه ى كفر و كسانى كه سرچشمه ى اين فتنه ها بودند و موجب شدند اين بلاها بر سر مسلمان ها بيايد، بيزارى جسته شود.
1. مستدرك الوسائل، ج 5، ص 242؛ بحارالانوار، ج 90، ص 387. نيز ر.ك: عدّة الداعى، ص 183؛ دعوات راوندى، ص 6 و...
2. جنگ عراق عليه ايران.
3. سوره ى نمل، آيه ى 62.
هر فرقهاى از شيعه، امام حسين(عليهالسلام) را از جهات مختلفى از قبيل، شهادت آن حضرت، مخصوصا فرزند بى واسطه حضرت زهرا(عليهاالسلام) بودن، محترم مىشمارند و فِرَق ديگر شيعه، از قبيل: كسيانيه، زيديه، اسماعيليه و واقفيه و ... امامت حضرت سيدالشهدا(عليهالسلام) را پذيرفتهاند؛ اما در اين ميان، حضرت رضا(عليهالسلام) داراى ويژگى خاصى است كه اغلب انشعابات تشيع، قبل از ايشان بوده و باقيمانده از فِرَق مختلف همين خواص شيعه هستند كه به ولايت حضرت رضا (عليهالسلام) معتقدند و شمارشان نسبت به بقيه كمتر است؛ لذا در روايات «عارفا بحقه» قيد شده يعنى ايشان را امام واجب الاطاعة بداند.
بسم الله الرحمن الرحیم - فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ: پس به سوى خدا بگريزيد كه من شما را از طرف او بيمدهندهاى آشكارم/ سوره ی الذاریات آیه 50 سلام علیکم علاوه بر اینکه رعایت نکات بهداشتی توصیه می گردد، توکل به خداوند متعال در راس همه ی امور و پس از آن، توسل به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و نیز نوشتن عریضه به حضرتش، ان شاءالله الرحمن مفید فایده خواهد بود.
عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن علي بن الحكم ، عن داود بن النعمان ، عن إبراهيم بن عثمان ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : قال رسول الله ( صلّى الله عليه وآله ) : إنّ الله أحبّ شيئاً لنفسه وأبغضه لخلقه ، أبغض لخلقه المسألة ، وأحبّ لنفسه أن يسأل ، وليس شيء أحب إلى الله عزّ وجلّ من أن يسأل ، فلا يستحيي أحدكم أن يسأل الله من فضله ولو بشسع نعل.( کافی : ج4 ص20 ح4 عن ابراهیم بن عثمان عن الامام الصادق علیه السلام و من لایحضره الفقیه : ج2 ص70 ح1755 )
امام صادق علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
تحقیقاَ خداوند تبارک و تعالی یک چیز را برای خودش دوست دارد و همان را برای خلقش دشمن می دارد:
درخواست شدن از خلقش را دشمن می دارد و درخواست شدن از خودش را دوست می دارد .
هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از آن نیست که از او در خواست شود . پس ، هیچ یک از شما شرم نکند از این که از خداوند ، درخواست کند ، حتی بند کفشی را .

الإمامُ الصّادقُ عليهالسلام
و قَد سَألَهُ قومٌ : نَدعو فلا يُستَجابُ لَنا ؟!: لأ نَّكُم تَدعونَ مَن لا تَعرِفونَهُ .
امام صادق عليهالسلام
- در پاسخ به گروهى كه از آن حضرت پرسيدند : چرا ما دعا مىكنيم ، امّا مستجاب نمىشود ؟- : چون كسى را مىخوانيد كه نمىشناسيدش .
بحار الأنوار : 93 / 368 / 4
منتخب ميزان الحكمة : 196
چه می توان نامید عصر خفت زایی را که از یک سو سالهاست که از شهادت رسول گرامی اسلام (ص) می گذرد و از سوی دیگر چشمان اشکبار شیعیان از دیدار آخرین وصی پیامبر (ص) محروم مانده است و فتنه ها پی در پی واقع گشته و دشمنان از هر سو هجوم آورده اند.
دشمنان تشیع امروز از همه جای عالم متحد شده و شمشیر آخته و زهرآگینی بنام وهابیت را برای نبرد با مکتب اهل بیت از نیام بیرون کشیده اند. این شمشیر بران گاه به طور آشکار در دستان دشمنان خارجی و گاه به شکل پنهان در پنجه روشنفکر نمایان وهابی زده داخلی و گاه حتی وهابیون شیعه نما، به بنیان های اساسی این مکتب اصیل الهی حمله نموده و به قلع و قمع استوارترین شاخه های آن می پردازد. روزی اصالت زیارت عاشورا را زیر سوال می برند روز دیگر سند حدیث کساء را مورد تشکیک قرار می دهند زمانی خطبه غدیر و زمانی دیگر حدیث ثقلین و ...
این كه در آخر ماه مبارك رمضان عید فطر میگیرند، چون جایزههای یك ماه را به ما میدهند، كه در حقیقت محصول ماه مبارك رمضان است. ضیافة الله، لقاء الله را به دنبال دارد. پس عظمت از آن ماه شوال نیست؛ بلكه عظمت از آن ماه مبارك رمضان است كه نتیجهٴ یك ماهه را در روز عید میدهند.
روز عید است و من مانده در این تدبیرم
كه دهم حاصل سیروزه و ساغر گیرم
سئوال : چرا تأكيد شده قبل و بعد از دعاها صلوات بفرستيم؟ تفاوت صلوات فرستادن خدا بر پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) و بر مؤمنان چيست؟
جواب : معناي صلوات بر آن حضرت اين است كه: خدايا رحمتت را بر پيامبر و آل او نازل فرما. وقتي رحمت بر حضرت نازل شد به ديگران هم ميرسد چون او مجراي فيض است و اگر بخواهد خيري به ديگران برسد بايد به عنوان رحمت خاصه، نخست بر حضرت نازل شود و سپس به ديگران برسد. علي(عليه السّلام) ميفرمايد: دعا يا حاجت خود را محفوف (در بر گرفته و پيچيده) به صلوات بر رسول خدا كنيد؛ زيرا صلوات بر حضرت دعايي مستجاب است و چون به همراه صلوات حاجت خود را خواستهايد، خداي سبحان چنين نيست كه يكي از دو حاجت را بر آورد و ديگري را رد كند(١). امام سجاد(عليه السّلام) در صحيفه سجاديه، روش دعا كردن و حاجت خواستن را به ما ميآموزد؛ در بسياري از فقرات ادعيه آن حضرت، صلوات به چشم ميخورد، هر مطلبي را كه از خدا ميخواهد قبل يا بعدش صلوات است، چون خدا در پرتو صلوات دعاي همراه آن را نيز مستجاب ميكند. صلواتي را كه خدا و فرشتگان بر پيامبر ميفرستند بر مؤمنان نيز ميفرستند! مؤمن، به جايي ميرسد كه خداي سبحان و فرشتگان بر او صلوات ميفرستند! در صوره احزاب هر دو مسئله بازگو شده است، يعني هم صلوات خدا و ملائكه بر پيامبر و هم صلوات خدا و فرشتگان بر مؤمنان. صلوات خدا، كه صفت فعل اوست همان نوراني كردن است، قول خدا همان فعل
جواب : شايد به عرضتان رسيده باشد كه يكي از آداب مجلس علم آن است كه معلم به متعلّمان و مخاطبان درود بفرستد و سلام كند. اين ادبي است كه ذات اقدس اله در سوره مباركه انعام به ما آموخت، فرمود: ”وَإذا جاءَكَ الّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ“(١) يعني وقتي مؤمنين براي فراگيري علوم الهي به محضر تو آمدند بگو سلام عليكم. مخاطباني كه در مجلس رسول اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) شرف حضور داشتند دو گروه بودند. متوسطين آنها سلام را از خود پيغمبر و برخي از آنها سلام را از خدا دريافت ميكردند. البته سلام خدا همان اعطاي سلامتي است. اينطور نيست كه خدا لفظاً به كسي سلام كند، و مهمترين نوع سلامتي هم، سلامتي دل است. اگر دلي از ياد غير خدا خالي بود چنين دلي سالم است. وقتي ظرف دل سالم بود جا براي مظروف وجود دارد و آنگاه است كه علوم و معارف را در چنين ظرفي ميريزند. بنابراين ذات اقدس اله اول به انسان ظرف ميدهد بعد ظرفيت و در نهايت مظروف عطا ميكند. از طرف ديگر سلامت دل در شكستن دل است و لذا اگر انسان حالي پيدا كرد كه دلش شكست بايد شاكر باشد، اگر مطلبي فرا گرفت بايد شاكر باشد چون همه اينها از عطاياي الهي است. به هر حال سلامت دل نيمي از راه است براي اينكه ظرف سالم، مادامي كه تهي از مظروف باشد سودي ندارد. اينكه ما در عرض ادب به پيشگاه معصومين عليهم السلام در زيارتها عرض ميكنيم السلام عليكم و رحمة اللّه وبركاته اين سلامت مربوط به سلامت قلب و ظرف است و آن رحمتي كه مسئلت ميكنيم ناظر به مظروف است يعني در واقع از خدا دو چيز طلب ميكنيم يكي سلامت ظرف دل و دوم داشتن مظروف خوب، يعني از خدا ميخواهيم كه رحمت و بركات خود را بر قلب ما، نازل كند و قلب ما را از ياد غير خود تطهير نمايد. ………………………………………………………………………… (١) سوره انعام، آيه ٥٤.
سئوال : اگر كسى براى ديگرى كه بيمارى مزمن و ديرينهاى دارد، دعا كند و با توسّل به ائمه معصومين (عليهمالسّلام) شفاى او را بخواهد، آيا اين كار مطلوب است؟ يا اينكه ممكن است از خدا سختى در زندگى طلب كند و خدا برخى مشكلات را براى او قرار دهد، تا در آخرت اجر و پاداش زيادى دريافت كند. با اين وجود جواب چيست؟
جواب : هنگامى كه خداوند قلب بيمار يا يكى از دوستان وى را به نيايش جذب نمود و دل با بال كشش غيبى ميل دعا پيدا كرد، معلوم مىشود كه شفا رقم خورد. وقتى ايوب (عليهالسّلام) به طور جدّ عرض كرد: «إنّى مسنّى الضّرّ و أنت أرحم الرّاحمين»(1)، معلوم شد كه چنين خواسته مسبوق به خواسته خداى سبحان بوده است، زيرا رجال الهى، چونان ملائكه، بدون اذن سابق قول يا فعلى ندارند؛ «لا يسبقونه بالقول»(2). اگر صاحبدلى پيام الهى را در محرمخانهٔ دل نسبت به درخواست علاج بيمارى كهن و مرض عتيق دريافت نمود، دريغ نكند. البته بيمارى كه در منزل صبر به سر مىبرد، آن را بيدرنگ تحمّل مىكند و مريضى كه در مرحلهٔ رضا قرار دارد، از آن خشنود مىشود و مبتلايى كه فارغ از حضور خويش و غافل از درد خود است و در منزلت رفيع تفويض سير مىنمايد، از خود طرحى ندارد، بلكه مىپسندد آنچه را جانان پسندد. چون دعاى پدر براى فرزند طبق حديث نبوى (صلّىاللهعليهوآله) همسان دعاى پيامبر براى امّت خود است؛ «دعاء الوالد لولده كدعاء النبي (صلّىاللهعليهوآله) لاُمّته»(3)، و كهنسالانى كه از عهد ديرين به تعليم كتاب و حكمت اشتغال داشتند، به مثابهٔ پدر فرزندان علمى ـ بلاواسطه يا معالواسطه ـ اند، اميد است دعايمان بدرقهٔ سير و سلوك علمى و عملى همهٔ تقىالسيره و نقىالسريرهها باشد. مستحضريد كه عمر سرمآيهٔ است نه درآمد، از هزينه نمودن سرمآيهٔ جز در تحصيل دلمآيهٔ پرهيز شود. به وقـت صبــح شـود همچـو روز معلومت كـه با كه باختهاى عشق در شب ديجـور بر اساس استوار: «قُل الله ثمّ ذرهم فى خوضهم يلعبون»(4) در عين اشتغال به علمالدّراسة از جاذبهٔ علمالوراثة غفلت نشود، البته با فيض ربوبى و فوز قدسى؛ در تو كجا رسد كسى، تا نرود به پاى تو مرغ تو كى شــود ولى، تا نَپَرد به بال تو ولاى اهلبيت عصمت چونان قرآن كريم قداست دارد، از اعتصام به آن محروم نمانيم كه حِرمان از قرآن كريم را به همراه دارد و انتظار مىرود، راقم و مرقوم له از محتواى پاسخ و پرسش بهرهمند گردند. (1) سورهٔ انبياء، آيهٔ 83. (2) سورهٔ انبياء، آيهٔ 27. (3) نهجالفصاحه، ج 1، ص 322. (4) سورهٔ انعام، آيهٔ 91. جوادى آملى، آذر 1381
سئوال : در هر دعايى وقتى مطلبى را از خدا درخواست مىكنيم، امتحانات الهى را در پيش دارد، حال با وجود اين امتحانات آيا اين دعا را نسبت به اينكه از عهده امتحانات آن بر آيم يا نه بخوانم يا اينكه بايد منتظر موقعيتى ديگر براى خواندن آن بود؟
جواب : براى نيل به كرامت نزد خداى كريم با كرامتترين كالا را بايد هزينه نمود و آن نيايش خاضعانه است، چه اينكه رسول اكرم (صلّىاللهعليهوآله) فرمود: «ليس شيءٌ أكرم عند الله من الدعاء»(1). خضوع دعا همان طمأنينه توحيدى است كه با اضطرار همراه است؛ «أمّن يجيب المضطرّ إذا دعاه و يكشف السّوء»(2)، نه با اضطراب، زيرا موحّد مطمئنّ است، نه مضطرب. هر اندازه اضطرار و ادراك حضورى فقر و ضرورت بيشتر باشد، قرب خداىِ اجابت كننده كاملتر خواهد بود؛ «فإنّى قريبٌ اُجيب دعوة الداع إذا دعانِ»(3). حالتِ خاص مناسبِ دعاى مخصوص است، هرچند اصل دعا هماره مطلوب است. دعا كننده هيچگاه آيس برنمىگردد، اگر همان خواسته برخاسته از مصلحت بود، اجابت مىشود، وگرنه عطاى ديگرى اضافه مىشود كه بديل افازهٔ انجام نشده است. چون راز تبديل و رمز تأخير اجابت حكيمانه است؛ «و لعلّ الّذي أبطأ عنّي هو خيرٌ لي لعلمك بعاقبة الاُمور»(4)، لذا ادب نيايش اقتضاى ستايش مطلق دارد. اگر مضمون برخى از دعاهاى مأثور بلند و صعب المنال بود، سهولت آن از خداى سبحان درخواست شود؛ گرچه تمام رخدادهاى دنيا آزمون الهى است، ولى توفيق كاميابى در آن را مىتوان با نيايش فراهم نمود. انتظار براى اصل دعا روا نيست، هرچند تحصيل زمينهٔ برخى از ادعيه را فراهم كردن، بهتر از شروع به نيايش بدون فراهم كردن شرائط برتر است. از ابتدايىترين شرائط دعاى متقرّبانه پرهيز از خانهٔ رنگين است، چه رسد به رنگين نمودن خانه. به ما چنين توصيه كردهاند: همه اندرز من به تو اين است كه تو طفلى و خانه رنگين است داعى بكوشد در غبارروبى صحنهٔ دل موفق شود اولاً، تا در حرم دل غيرخدا رَخنه نكند، آنگاه سعى كند تا در سپردن خانهٔ دل به دلدار از اصل خانه صرف نظر نمايد ثانياً، چون محبوب راستين نيازى به خانه غير ندارد و خانه نيز به اندازهٔ هستى خود مزاحم حضور دلدار است. برون شـو اى غــــــم از سينه كه لطف يار مىآيد تو هـم اى دل ز من گـم شـو كه آن دلـدار مىآيـد(5) به هر تقدير، دعاى خائفان از دوزخ جداى نيايش مشتاقان بهشت است و درخواست اين دو گروهِ ميانه غير از مناجات محبّان و شاكران است كه نجواى: «ما كنت أعبد ربّاً لم أره»(6)، هوش از عرشيان سروشآور مىربايد. 2ـ دعا همانند عبادتهاى ديگر اضلاع كثير دارد كه به لحاظ هر ضلع او حكم خاصى مطرح است، زيرا دعا به لحاظ خود داعى اثرى دارد كه حضرت ختمى مرتبت (صلّىاللهعليهوآله) آن را بهترين درخواست معرفى كرد: «أفضَلُ الدعاء دعاء المرء لنفسه»(7) و به لحاظ تأثير آن در دشمنزدايى، رسول گرامى (صلّىاللهعليهوآله) چنين فرمود: «الدعاء سلاحُ المؤمن»(8) و به لحاظ سرعت اجابت آن اگر دربارهٔ برادر مؤمن و در غياب وى باشد، از آن حضرت (صلّىاللهعليهوآله) چنين رسيده است: «دعوتان ليس بينهما و بين الله حجابٌ دعوة المظلوم و دعوة المرء لأخيه بظهر الغيب»(9). (1) نهجالفصاحه، ج 1، ص 327. (2) سورهٔ نمل، آيهٔ 62. (3) سورهٔ بقره، آيهٔ 186. (4) مفاتيحالجنان، دعاى افتتاح. (5) ديوان شمس، ش 593. (6) توحيد صدوق، ص 308؛ بحارالأنوار، ج 4، ص 44. (7) نهجالفصاحه، ج 1، ص 321. (8) همان، ص 323. (9) همان، ص 322. جوادى آملى، آذر 1381
سئوال : چرا برخى از دعاها بىاثر است در حالى كه در روايات خيلى به آن سفارش شده؟
جواب : دعاى انسان اگر شرائط اجابت را داشته باشد حتماً مستجاب مىشود گرچه انسان استجابت آن را نفهمد يعنى اگر همان خواسته مصلحت بود، خداوند عطا مىكند، و اگر مصلحت نبود چيزى كه صلاح باشد عطا مىفرمايد، ضمناً دعا مايهٔ بخشش گناه، يا ترفيع درجه و ثواب خواهد بود.
یكی از شگفتانگیزترین وزیباترین آیات، آیهای است كه خداوند در آن هفت بار لفظ «من» را بكار برده است و این آیه در وصف رابطه خدا با بندگان و ضمانت كردن استجابت دعای ایشان است .
«و اذاسَئَلَكَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریب اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعان فَلیستَجیبُوالی وَ لیؤمِنُوا بی لَعَلَّهُم یرشُدُون"
[ای پیامبر!] هر گاه بندگان من از تو در مورد من سؤال كردند [بگو] من بسیار نزدیكم، هر گاه كسی مرا بخواند، اجابت میكنم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند». (سوره بقره، آیه 186)
حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی
چرا صلوات؟
چرا صلوات اين قدراهميت دارد؟
چرا خداوند و ملايکه، بر محمد و آلش درود می فرستند؟
چرا برخی از فقهاء اسلامی پس از شنیدن نام پیامبر اکرم (صلواتاللهعلیهوآله) تلاوت صلوات را واجب تلقی فرموده اند؟ چرا قبل و بعد هر جمله و یا بند بند برخی از دعاها و به ویژه برخی از دعاهاي صحيفه سجادیه با ذکر صلواتي همراه شده است؟
با این که دعاهاي ماه شعبان، از جمله مناجات شعبانيه ودعاهای صلوات بر اهل بیت (علیهم السلام) از طریق خود حضرات معصومین (علیهم السلام) ارايه شده، چراباز خود ایشان، برخود صلواتی هدیه می کند؟ و مگر امامان ما خود از اهلبيت (علیهم السلام) نبوده اند؟ چون جواب اخیر مثبت است، پس چرا خودشان بر خود درود و صلوات می فرستاده و از اين تكرار چه منظوری داشته اند؟
چرا دعا تحت حجاب است و صلوات آن را از حجاب در می آورد؟
اصولاً قرآن به حدی شیوا و روان است كه هر كس حتی كمترین آشنایی با زبان عربی داشته باشد با خواندن یا شنیدن قرآن ناخودآگاه در می یابد كه هیچ فرد سخنوری نمی تواند چنین بیانی داشته باشد و كلام و سخن هیچ انسانی نمی تواند باشد .
خداوند متعال در سوره بقره آیه ی ۲۲ می فرماید : «اگر از آنچه كه بر بنده خودمان فرو فرستاده ایم در تعجب و تردید می باشید . پس (حداقل) یك سوره مشابه آن بیاورید و در این كار از هر كه خواهید كمك بگیرد . و در آیه بعد از آن می فرماید : «اگر نتوانستید كه هرگز هم نخواهید توانست از آتشی بترسید كه برای كافران آماده شده است» .
اصولاً قرآن به حدی شیوا و روان است كه هر كس حتی كمترین آشنایی با زبان عربی داشته باشد با خواندن یا شنیدن قرآن ناخودآگاه در می یابد كه هیچ فرد سخنوری نمی تواند چنین بیانی داشته باشد و كلام و سخن هیچ انسانی نمی تواند باشد .
پاسخگو : حضرت آیت الله مصباح یزدی حفظه الله
جواب : منظور از اولي کسي است که آگاهانه و از روي عناد دشمني ميکند و دومي کسي است که از روي لغزش و اشتباه مرتکب خطا شده است و با رفتار خوب قابل اصلاح است.
در جلد 14 بحار ص 39 اين روايت آمده که: «عن أبي عبدالله عليه السلام قال: أوحى الله تعالى إلى داود عليه السلام: إن خلادة بنت أوس بشرها بالجنة، وأعلمها أنها قرينتك في الجنة، فانطلق إليها فقرع الباب عليها، فخرجت وقالت: هل نزل في شئ؟ قال: نعم، قالت: و ماهو؟ قال: إن الله تعالى أوحى إلي وأخبرني أنك قرينتي في الجنة وأن أبشرك بالجنة، قالت: أو يكون اسم وافق اسمي؟ قال: إنك لانت هي، قالت: يانبي الله ما أكذبك، ولا والله ما أعرف من نفسي ماوصفتني به، قال داود عليه السلام: أخبريني عن ضميرك وسريرتك ماهو؟ قالت: أما هذا فسأخبرك به، أخبرك أنه لم يصبني وجع قط نزل بي كائنا ما كان، وما نزل ضر بي حاجة وجوع كائنا ماكان إلا صبرت عليه ولم أسأل الله كشفه عني حتى يحوله الله عني إلى العافية والسعة، ولم أطلب بها بدلا، وشكرت الله عليها وحمدته، فقال داود عليه السلام: فبهذا بلغت مابلغت، ثم قال أبوعبدالله عليه السلام: وهذا دين الله الذي ارتضاه للصالحين».
حال سؤال اين است که در شدائد (و غير آن)، دعا و تضرّع بهتر است يا سکوت و رضا و شکر؟ اگر حتّي خواستن تغيير و تبديل سختي ها مطلوب و افضل است، پس جاي دعا کجاست؟ و در اين صورت چرا انبياء در شدائد دعا مي کردند؟ مثل حضرت ايّوب عليه السّلام که فرمودند: «ربّ انّي مسّني الضّرّ و انت ارحم الرّاحمين» و حضرت موسي عليه السّلام که فرمودند: «ربّ انّي لما انزلت اليّ من خير فقير»؟
عن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلّم :
إنَّ أعجَزَ النّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم فرمود :
ناتوانترين مردم كسى است كه از دعا كردن ناتوان باشد .
أمالي الطوسيّ : 89 / 136
منتخب ميزان الحكمة : 194
هنگامی که انسان در اتخاذ تصمیمات خود در امور مختلف فردی و اجتماعی – مادی و معنوی بر اثر پیچدگی موضوع و برد محدود فکر در مسیر دو راهی و دو دلی متحیر و سرگردان می ماند و عقل فردی و اندیشه جمعی از اتخاذ یک تصمیم عاقلانه و آنچه که به خیر و مصلحت انسان است عجز خود را نشان میدهد و از سوی دیگر خدای متعال هم در آن امر تکلیف و فرمایشی به عنوان راهنمایی نداشت ، انسان خود را در میان دو راهی سود و ضرر و خیر و شر و صعود و سقوط احتمالی بی چاره می بیند ، قلب خود را خاشعانه و دستان خویش را عاجزانه و متضرعانه به سوی آگاه مطلق و عقل بی نهایت دراز و اظهار نیاز و طلب راهنمایی می کند . به اینگونه خیر طلبی از خیرخواه حقیقی ، استخاره یا مشورت با خداوند می گویند .
با توجه به اینکه حالت شک و تردید و دودلی از بدترین حالات بشر است ، و اگر یکی پیدا بشود و انسان را به سوی خیر خویش دل گرم کند تا او با اراده مصمم و راسخ و امیدوارانه به مسیر صلاح رهنمون شود ، منت بزرگی بر انسان گذارده است .
يکي از روزها که همه درها را به روي خود بسته ديدم ، سراغ روپوش خود رفتم تا براي آمدن به حرم آماده شوم . ديدم روپوشم کثيف است . به همسرم گفتم : چرا رو پو ش مرا نشسته اي ؟ گريه اش گرفت و گفت : ديگر توان ايستادن ندارم . چندين سال است شما در خدمت حضرت معصومه (ع) در کفشداري خدمت مي کنيد.
به گزارش حرز ماهنامه خیمه دارای پنج فصل هیئت، جامعه، تاریخ و اندیشه، هنر و ادبیات آیینی، مردم شناسی و رسانه است. در سرمقاله مدیر مسئول خیمه با عنوان «فرهنگ مظلوم و مظلومیتهای فرهنگی»، با اشاره به ضرورت وجود معیاری با نام «عقلانیت در حوزه فرهنگ»، به مباحثی چون عقل ستیزی و فرهنگ دینی و کاربرد عقلانیت در حوزه فرهنگ اشاره شده است. این ماهنامه در بخش هیئت جایگاه و ظرفیت هیئتهای مذهبی در افزایش توانمندیهای لازم برای تصمیم سازی و تصمیمگیری بر اساس مولفههای عقلانی و تحریف ستیزی از عقاید و باورهای مذهبی مورد بررسی قرار گرفته است.
در بخش جامعه نیز با پرداختن به چرایی و چگونگی روی آوردن انسانها به دعانویسی، رمالی، فال و سایر خرافات، با حجتالاسلام ناصر نقویان، حسین کچوئیان، مدیر گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران گفتوگو شده و مستند «شعبده شیطان» مورد بررسی قرار گرفته است.
| * نام و نام خانوادگی : | |
| آدرس وب سایت : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| سن : | |
| شهر : | |
| تلفن : | |
| آدرس : | |
| نحوه تماس با شما: | تلفن: آدرس ایمیل |
| نحوه آشنایی شما با ما: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
| |