


در «مسجد جمکران» پسر بچه اي که اهل « زاهدان» است، شفا گرفته است که هم فيلم ويدئويي آن موجود است و هم نوار آن و نويسنده سؤال و جوابي را که از جناب «حاج آقاي موسوي» مديريت محترم مسجد با خود نوجوان و والده او نموده است، از نوار پياده شده و اينطور نقل شده است:
تاريخ مصاحبه: هيجدهم آبان ماه 1372.
سؤال: لطفاً خود را معرفي و اصل ماجراي شفا پيدا کردن را بيان کنيد.
جواب: بسم الله الرحمن الرحيم
من «سعيد چنداني»، 12 ساله هستم که حدود يک سال و هشت ماه به سرطان مبتلا بودم و دکترها جوابم نموده بودند.
15روز
قبل، شب چهارشنبه که به «مسجد جمکران» آمدم، در خواب ديدم نوري از پشت
ديوار به طرف من مي آيد که اول ترسيدم، بعد خود را کنترل نموده و اين نور
آمد به بدن من تماسي پيدا کرد و رفت و نور آنقدر زياد بود که من نتوانستم
آن را کامل ببينم.
منابع مقاله:
بُعثتُ لأُتَمِّم مَکارمَ الأخلاق (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله )
یکی از ابواب معارف شیعه دعاست. دُعا که خواندن خدا و یاری خواستن برای برآوردن نیازهاست از عبادتهای مهم اسلامی، بلکه مُخ و مغز عبادت است که ریشه در قرآن دارد، مانند «وَ قَالَ رَبُّکُمُ اْدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ إنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»؛ و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. در حقیقت کسانی که از پرستش من کِبر می ورزند به زودی خوار در دوزخ درمی آیند»(2).
چنان که از آیه برمی آید و در تفسیرها هم ذکر شده(3) مقصود از «عبادت» دعاست. امام علی بن حسین علیهماالسلام نیز به این نکته اشاره می فرمایند:
«پروردگارا! نیایش و دعا را عبادت و تَرکش را کِبر و خودخواهی نامیدی، و بر دعا نکردن به دخولِ دوزخ با خواری تهدید فرمودی»(4).
در دعا انسان نیاز خود و بی نیازی و قدرت آفریدگار را با هم در دل دارد و بعد از او کمک می طلبد، و این حالْ روح عبادت است؛ یعنی فقر و ناتوانی بنده و غنای آفریننده را باور داشتن.
تبیین مبانی اخلاقی اسلامی بر اساس آموزه های صحیفه سجادیه،محور اصلی این گفتار است . نویسنده پس ازبیان نکات مقدّماتی در مورد صحیفه،توحید را به عنوان مبنای اخلاق در صحیفه شناسانده و شش نکته را در این زمینه بر می شمرد: آنگاه هفت راه از راه های تعالی معنوی را که در صحیفه مطرح شده، توضیح می دهد: نویسنده، تمام موارد را با تکیه بر متن صحیفه سجادیه توضیح داده است.
بخش عظیمی از تعالیم انسان ساز انبیا را اخلاق تشکیل داده است. تعلیم خلق و خوی شایسته که موجبات سعادت دنیوی و اخروی انسان ها را فراهم سازد، یکی از آموزه های اساسی ادیان الهی است. در حدیثی از پیامبر اسلام(ص)آمده است: «علیکم بمکارم الاخلاق فان الله عزوجل بعثنی بها»[1] بر شماست که به مکارم اخلاق آراسته شوید، زیرا خدای تعالی مرا برای آن مبعوث کرده است.
در فضیلت روزه روز نوروز
1ـ و یستحب فیه الصیام و الصلاة اربع رکعات بعد صلاة الظهرین و یسجد بعدها و یدعو بالمرسوم یغفر له ذنوب خمسین سنة.(1)
مستحب است در روز نوروز روزه گرفتن و خوانده چهار رکعت نماز بعد از نماز
ظهر و عصر و بعد از نماز سجده کند و دعاء نماید خداوند گناهان پنجاه ساله
او را مىآمرزد.
2ـ و
منها صوم یوم النیروز لما رواه الشیخ فی المصباح عن المعلى بن خنیس عن
الصادق علیه السلام قال اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و
تطیب بالطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائماً(2).
از جمله روزههاى مستحب روزه روز نوروز است همچنانکه شیخ در مصباح از معلى
ابن خنیس نقل نموده است امام صادق علیه السلام فرمود هنگامى که روز نوروز
رسید پس غسلى بنما و پاکیزهترین جامههاى خود را بپوش و به بهترین بویها
خود را خشبو گردان و در این روز روزه بگیر.
3ـ و منها صوم النیروز لامر الصادق علیه السلام به و منها الصوم لقضاء الحاجة کما یظهر ممن تتبع الاخبار(3).
از جمله روزههاى مستحب روزه روز نوروز است بواسطه دستور امام صادق علیه
السلام و از جمله روزه براى برآورده شدن حاجات است چنانچه از تتبع استفاده
مىشود.
آیت الله «حسین وحید خراسانی» از مراجع تقلید در آخرین جلسه درس تفسیر
خود در سال جاری که در مسجد اعظم قم برگزار شد، با اشاره به آیه «إِنَّ
فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ
وَالنَّهَارِ لَآَیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ» تاکید کردند: "لُبُ
الانسان عقل است و در این صورت انسان میشود لب عالم و لب عالم، آدم و لب
آدم عقل است و از اینجا سِرِّ خلافت و جانشینی انسان روشن میشود."
این
مرجع تقلید در بخش دیگری از سخنانش از سوره یاسین به عنوان قلب قرآن کریم
یاد کردند و گفتند: خود خداوند قلب تمام هستی و عالم امکان است و سوره
یاسین نیز قلب کتاب قرآن است.
آیتالله وحید خراسانی در بخش دیگری از
سخنان خود خواستار توجه عمیق جامعه به قرآن شد و گفت: قرآن کریم ذخائر
بسیار غنی و زیادی دارد ولی متاسفانه ما از آن محروم و بی بهره هستیم.
آیتالله
وحید خراسانی در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از افرادی که مدعی علم
اسرار هستند، خاطر نشان کردند: هر کس ادعای اسرار می کند یقین بدانید که
هیچ چیز ندارد، آن کس که دارد ممکن نیست ادعا کند.
ایشان تصریح کردند:
این دستگاه معیارش این است، این لاطائلاتی که امروز باب شده و هر کس
ادعایی میکند ، آنهایی که بابی برایشان فتح شده ممکن نیست دم بزنند و
آنهایی که دم بزنند اسفل السافلین هستند.
این مرجع تقلید در پایان گفتند: این علوم در دسترس هر کس نیست که بخواهد ادعای آن را بکند.
عن الصادق عليهالسلام
لَمّا قـالَ لَهُ سعيدُ بنُيسارٍ : أدعُو وأنـا راكِـعٌ أو ساجِدٌ ؟ : نَعَم اُدْعُ وأنتَ ساجِدٌ ، فإنَّ أقرَبَ ما يَكونُ العَبدُ إلى اللّه وهُو ساجِدٌ ، اُدْعُ اللّهَ عز و جل لِدُنياكَ وآخِرَتِكَ .
امام صادق عليهالسلام
- در پاسخ به سعيد بن يسار كه پرسيد : در حال ركوع دعا كنم يا سجود ؟- : آرى ، در حال سجود دعا كن ؛ زيرا نزديكترين حالت بنده به خداوند حالتى است كه در سجده است . (در آن حال) براى دنيا و آخرتت به درگاه خداوند عز و جل دعا كن .
بحار الأنوار : 85 / 131 / 6
منتخب ميزان الحكمة : 264
به گزارش مهر ، بنابر سالنمای کهن ایران، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی مانده سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پیتک (در زبان و تقویم مازندرانی ) یا بهیزک ( در روزشمار زردشتیان ) گویند.
ابوریحان درباره پنجه می نویسد : « ... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است، پارسیان پنج روز دیگر سال را " پنجی " و " اندرگاه " گویند. سپس این نام تعریب شده و " اندرجاه " گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامند، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود ....»
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، فِي كُلِّ وَقْتٍ وَ كُلِّ أَوَانٍ وَ عَلَي كُلِّ حَالٍ عَدَدَ مَا صَلَّيْتَ عَلَي مَنْ صَلَّيْتَ عَلَيْهِ، وَ أَضْعَافَ ذَلِكَ كُلِّهِ بِالْأَضْعَافِ الَّتِي لا يُحْصِيهَا غَيْرُكَ، إِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تُرِيدُ.
اين جملات آخرين فراز از حضرت سجاد(ع) در دعي ورود به ماه رمضان است. ترجمه تحت اللفظى آن اين است كه خدايا بر محمد و آل محمد در هر وقتي، در هر فرصتي و در هر حالي صلوات بفرست، به اندازه آنچه بر همه، صلوات فرستادهاي، و بيش از آن به اضعاف آنچه بر ديگران صلوات فرستادهاي، اضعافي كه غير از تو كسي نمىتواند آنرا شمارش كند؛ إِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تُرِيدُ، به درستي تو هر كاري بخواهي، مىتواني انجام دهي و انجام میدهي. مضمون صلوات در دعا بسيار فراوان است. صحيفه سجاديه مالامال از صلوات است. در دعاهاي ديگر نيز همين گونه است. اما چنين تعبيري بسيار اندک يافت میشود. در ين فراز در مقام شمارش صلواتي كه از خدا طلب مىكند، اضعاف صلواتي است كه بر همه خلايق و چند برابر آن فرستاده شده است. اضعاف را جز خدا كسي نمىتواند شمارش كند. شبيه آن است كه گفته شود عددي به توان بىنهايت. با ين وصف اضعاف عددي است كه نمىشود به هيچ صورت ديگري ترسيم و تصوير نمود كه چقدر است.
ز. باقرى بيدهندى
يكى از اذكارى كه فضيلت بسيار دارد و در آيات قرآن, به تصريح و تلويح بدان امر شده و در اخبار ائمه هدى(ع) نيز آيه
(واذكروا اللّه كثيراً)1 به آن تأويل شده است, فرستادن درود و سلام بر مخلص ترينِ بندگانِ خداى تعالى, پيامبر رحمت,محمد مصطفى(ص) است .
در اهميّت صلوات, همين بس كه آفريدگار هستى, خود, ابتدا پيامبرش را مورد
عنايت و رحمت خاص قرار داده, بر او صلوات مى فرستد و تمام فرشتگانى را كه
تدبير اين جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده, به اين تصليه و
تبجيل و تكريم فرامى خواند:
انّ اللّه و ملائكته يصلّون على النّبى يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليه و
سلّموا تسليماً .2
فرستادن صلوات بر روان پاك خاتم انبيا و اهل بيت عصمت و طهارت, ابراز
ارادت و اظهار محبّت به آن بزرگواران است و براى فرستنده صلوات, فوايد
بسيارى دربر دارد .
اختلاف از گوساله پرستی بدتر است
آقایان اختلاف از گوساله پرستی بدتر است. یك كاری كنیم این
اختلافها از بین برود. نكند به خاطر جشن عید الزهرا یك كارهایی
بكنیم كه باعث كشتن شیعیان بشود. كجا حضرتزهرا (سلام الله علیها)
راضی است كه هر حركتی بكنیم و آنرا به اسم حضرت زهرا (سلام
اللهعلیها) بگذاریم. بله ما حب و بغض داریم. خداوند در قرآن
میفرماید: «یكفر بالطاغوت و یؤمنبالله» ؛ «لااله الا الله» همه
اینها یعنی تبری و تولی. اما اختلاف از گوساله پرستی بدتر است. به
ایندلیل كه وقتی حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیهم السلام)
وقتی از كوه طور برگشت، ریشهارون را گرفت و گفت چرا گذاشتی مردم
گوسالهپرست بشوند. هارون گفت: «یابن ام لا تأخذبلحیتی و لا براسی
انی خشیت ان تقول فرقت بین بنیاسرائیل» . هارون عواطف موسی را
تحریك كرد و گفت ای برادرم ریش و موی سرم را مگیر، من ترسیدم كه
بگویی در بین مردم چرا اختلاف انداختی. آنوقت ما برای ریاستهای
دنیا، برای جیفة دنیا بعداز شهادت و قربانی شدناین همه دكتر و
مهندس و آیت الله، بخاطر دنیا یقه هم را پاره میكنیم و به هم
تهمت میزنیم كه به غیر از هوای نفس دلیل دیگری ندارد. پس
اختلاف از گوساله پرستی بدتر است لذا یك كاری نكنیم كه اختلاف
ایجاد شود.
حمد یعنی اینكه به زبانمان «الحمدلله» بگوییم؛ با وجودمان
«الحمدلله» بگوییم. پیغمبر خدا در اول غذا خوردن بسم الله میگفت.
مواظب باشید ضرر نكنید كه برای هر غذا باید یك بسم الله بگویی شیخ
بهاء میگفت: بسم الله من الاول الی الاخر شخصی عادت كرده بود
كه بعداز هر لقمهای كه میخورد، میگفت «الحمدالله»؛ معمولاً آخر
غذا الحمدالله میگویند. آن شخص به همراه عدهای بر سر سفره غذا
نشسته بود تا یك لقمهای خورد گفت الحمدالله بقیه خجالت كشیدند و
از كنار سفره عقب رفتند زیرا در عرف آن جمله الحمدلله را در آخر غذا
خوردن میگویند. اما آنها دیدند كه این شخص هنوز دارد غذا میخورد
ولیشرمشان شد كه دوباره نزدیك سفره بیایند. بعد او را به پشت
كوهی بردند و حسابی او را كتكزدند كه چرا الحمدلله گفتی در حالی
كه ما گرسنه بودیم. روزی دیگر آنها با هم بر سر سفره نشستند ولی
آن شخص ماجرا را فراموش كرد و تا گفت الحمدالله بقیه گفتند یك كوه
دیگری در این طرف هست.
آیت الله امجد (جلسه اول)
معرفی كتاب
كتاب «ریاض السالكین» بهترین شرح علمی محكم بر صحیفه سجادیه است كه هفت جلد است و «سید علی خان مدنی» آن را نوشته است. در این كتاب كلماتی است كه در هیچ جای دیگری نیست. این كتاب منبع غنیای است و با ابن ابیالحدید قابل قیاس نیست، گرچه ابن ابی الحدید ازمغزهای بزرگ است در شرح نهج البلاغه.
یكی از دوستان من به نام آقای ممدوحی، كتابی در شرح صحیفه
سجادیه نوشته است به نام «شهود و شناخت» در 5 جلد كه خیلی زحمت
كشیده است و فقط 135 صفحه راجع به دعا بحث كرده است. این كتاب
برای همه قابل استفاده است اما كتاب «ریاض السالكین» برای
علماست.
اگر همه مردم دوست امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودند خدا جهنم
را خلق نمیكرد، این حرف خود ائمه (علیه السلام) است ولی بر این
دوستی ماندن مشكل است.امروز مهرسوز زیاد است. گناهان این مهر را از
بین میبرند. والا هركس با محبت امیرالمؤمنین(علیه السلام) از دنیا
برود نجات پیدا میكند.
انسان موجود مجرد فوق تجرد است.
از يكى از صادقين عليهما السلام نقل شده است كه فرمود: «لايكون العبد مومنا حتى يعرف الله و رسوله و الائمه كلهم و امام زمانه، و يرد اليه و يسلم له، ثم قال: كيف يعرف الاخر و هو يجهل الاول؟!». [1] بنده مومن نخواهد شد مگر آن كه خدا و رسولش و همه ائمه و امام زمانش را بشناسد و در امورش به امام زمان(عج) رجوع كند و تسليمش باشد، سپس فرمود: چگونه ممكن است كسى امام خود را كه امام زمان اوست بشناسد و امام اول را نشناسد (از اين جهت همه امامان را بايد شناخت)
شناخت امامان هم به دو صورت است:
2. ديگرى معرفت نجات بخش است كه از دو قسمت تشكيل شده است:
الف: شناخت جايگاه امامان عندالله و نقش آنان در جهان هستى.
ب: شناخت سيره اهل بيت عليهم السلام.
سید احمد خاتمی
«در آستان امامان» مجموعه مقالاتی است پیرامون «امام شناسی» با الهام از زیارت جامعه کبیره، فرازهائی از این زیارت در مقالات قبلی مورد بحث قرار گرفت. در این مقاله از فراز «و حجج اللّه علی اهل الدنیا و الآخرة و الاولی و رحمة اللّه و برکاته» سخن می گوئیم
سلام بر شما امامان معصوم که حجتهای خداوند بر اهل دنیائید هم در آخرت حجت هستید و هم در دنیا و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.
معنای حجت
ابتدا باید معنای حجت را پی گیریم آنگاه بحث کنیم معنای این که امامان(ع) حجتهای خداوند بر اهل دنیایند چیست؟
واژه «حج» که حجت هم برگرفته از آن است معانی گوناگون دارد معنای معروف آن قصد است. به حج خانه خدا هم که حج گفته می شود بدین مناسبت است که قصد به خانه خدا برای انجام مناسک در آن ملحوظ شده است به راه روشن «محجّه» گفته می شود چون مقصود است «حجت» هم برگرفته از همین معنی است چون حجت مورد قصد است و با آن می توان به حق مطلوب رسید.(1)
ثواب من قال في دبر صلاة الصبح و صلاة المغرب
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِي الْمُغِيرَةِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ مَنْ قَالَ فِي دُبُرِ صَلَاةِ الصُّبْحِ وَ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ أَوْ يُكَلِّمَ أَحَداً إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّيَّتِهِ قَضَى اللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَاجَةٍ سَبْعِينَ فِي الدُّنْيَا وَ ثَلَاثِينَ فِي الْآخِرَةِ قَالَ قُلْتُ مَا مَعْنَى صَلَاةِ اللَّهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ صَلَاةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ صَلَاةُ اللَّهِ رَحْمَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ صَلَاةُ مَلَائِكَتِهِ تَزْكِيَةٌ مِنْهُمْ لَهُ وَ صَلَاةُ الْمُؤْمِنِينَ دُعَاءٌ مِنْهُمْ لَهُ وَ مَنْ شَرَّكَ آلَ مُحَمَّدٍ فِي الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ وَ آلِهِ فَقَالَ :
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي الْأَوَّلِينَ وَ
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي الْآخِرِينَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ
وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ
مُحَمَّدٍ فِي الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسِيلَةَ وَ
الشَّرَفَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الْكَبِيرَةَ اللَّهُمَّ إِنِّي آمَنْتُ
بِمُحَمَّدٍ وَ لَمْ أَرَهُ فَلَا تَحْرِمْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ رُؤْيَتَهُ وَ
ارْزُقْنِي صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِ وَ اسْقِنِي مِنْ حَوْضِهِ
مَشْرَباً رَوِيّاً سَائِغاً هَنِيئاً لَا أَظْمَأُ بَعْدَهُ أَبَداً إِنَّكَ عَلى
كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ كَمَا آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ ص وَ لَمْ أَرَهُ
فَعَرِّفْنِي فِي الْجِنَانِ وَجْهَهُ اللَّهُمَّ بَلِّغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ عَنِّي
تَحِيَّةً كَثِيرَةً وَ سَلَاماً .
فَإِنَّ مَنْ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ ص بِهَذِهِ الصَّلَاةِ هُدِمَتْ ذُنُوبُهُ وَ مُحِيَتْ خَطَايَاهُ وَ دَامَ سُرُورُهُ وَ اسْتُجِيبَ دُعَاؤُهُ وَ أُعْطِيَ أَمَلَهُ وَ بُسِطَ لَهُ فِي رِزْقِهِ وَ أُعِينَ عَلَى عَدُوِّهِ- وَ هِيَ لَهُ سَبَبُ أَنْوَاعِ الْخَيْرِ وَ يُجْعَلُ مِنْ رُفَقَاءِ نَبِيِّهِ فِي الْجِنَانِ الْأَعْلَى يَقُولُهُنَّ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ غُدْوَةً وَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ عَشِيَّة .
ثواب الاعمال مرحوم شیخ صدوق رحمة الله علیه
ابن مغيره مىگويد: از حضرت موسى بن جعفر
(ع) شنيدم كه مىفرمود:
هر كس در تعقيب نماز صبح و مغرب پيش از آنكه برخيزد يا با كسى سخن بگويد آيه إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ را بخواند و سپس بگويد: «اللّهمّ صلّ على محمّد النّبىّ و ذرّيته» خداوند يك صد حاجت او را روا مىكند، هفتاد حاجت در دنيا و سى حاجت در آخرت.
راوى مىگويد: پرسيدم: معناى صلوات خدا و صلوات فرشتگان و صلوات مؤمنان چيست؟
فرمود: صلوات خدا رحمت او، و صلوات فرشتگان ستايش پيامبر، و صلوات مؤمنان دعا براى پيامبر است. و از اسرار آل محمّد عليهم السلام در باره صلوات بر پيامبر و خاندانش اين نوع صلوات است :
«خداوندا، بر محمّد و آل محمّد در ميان گذشتگان درود فرست، و بر محمّد و آل محمّد در ميان آيندگان درود فرست، و بر محمّد و آل محمّد در ميان بلندمرتبگان عالم بالا درود فرست، و بر محمّد و آل محمّد در ميان پيامبران مرسل درود فرست. خداوندا، بر محمّد و آل محمّد وسيله هر چيز، و شرافت و فضيلت و درجه بلند ارزانى دار. خداوندا، من با اينكه محمد (ص) را نديدهام به او ايمان آوردهام، پس مرا روز قيامت از ديدار او محروم مگردان، و همنشينى با او را نصيبم كن، و مرا بر دين او بميران، و از حوض كوثرش با آبى گوارا و لذّت بخش سيرابم گردان كه پس از آن هرگز دچار تشنگى نشوم، همانا تو بر هر كارى توانايى. خداوندا، چنان كه من به محمّد (ص) با اينكه او را نديدهام ايمان آوردم، تو نيز چهرهاش را در بهشت به من بنماى. خداوندا، درود و سلامى فراوان از من به روح محمّد (ص) واصل گردان.»
پس هر كس با اين صلوات، بر پيامبر (ص) درود بفرستد گناهانش نابود و خطاهايش محو مىگردد، و شادىاش دوام مىيابد، و دعايش مستجاب مىشود، و به آرزويش مىرسد، و روزىاش فراخ مىگردد، و در برابر دشمن يارى داده مىشود، و اسباب خير از هر سو براى او فراهم مىگردد، و در بهشت برين از همنشينان پيامبر (ص) خواهد بود. اين صلوات را سه بار در صبح و سه بار در شب بگويد.
1- نور الدین سمهودی می گوید:
«استغاثه و شفاعت و توسل به پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه و آله و سلّم) و جاه و بركت او نزد خداوند از كردار انبيا و سيره سلف صالح بوده و در هر زماني انجام مي گرفته است؛ چه قبل از خلقت و چه بعد از آن. حتي در حيات دنيوي و در برزخ. هرگاه توسل به اعمال صحيح است، همان گونه كه در حديث غار آمده، توسل به پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله) اولي است... (۱)
۲- دكتر عبدالملك سعدي نوشته است :
هر گاه كسي بگويد : «اللّهم انّي توسلت إليك بجاه نبيّ أو صالح» ، كسي نبايد در جواز آن شك كند ؛ زيرا جاه همان ذات كسي نيست كه به او توسل شده ، بلكه مكانت و مرتبه او نزد خداوند است و اين حاصل و خلاصه اعمال صالح او است. خداوند متعال در مورد حضرت موسي (عليه السلام) مي فرمايد : {وَ كَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهًا} (۲) و نزد خدا آبرومند بود. (۳)
سئوال ـ «اسم اعظم» كدام يك از اسماء است؟ آيا از طريقه رمزى منظومه مرحوم شيخ بهايى ـ رحمه الله ـ (از شعر 87 كه مصراع اوّل بيت نخست آن چنين است: «هشت حرف است به ترتيب و نظام» تا شعر 95 به طورى كه نوشته اند.) مى توان آن را به دست آورد؟
ج ـ راجع به «اسم اعظم» اقوال و آراى متعدّدى وجود دارد. «كفعمى» در «مصباح» فرموده: «اقوال در اين موضوع نزديك است كه در كتاب مصنف و مجموع مؤلّفى منحصر نشود.»1 و از جمله شصت قول از اين اقوال را ذكر كرده است.
و از «بصائر الدرجات» از حضرت صادق عليه السّلام ـ روايت كرده است كه: خداوند اسم اعظم را 73 حرف قرار داده، و به آدم بيست و پنج حرف; به نوح پانزده حرف; به ابراهيم، هشت حرف; به موسى چهار حرف و به عيسى دو حرف عطا فرمود. پس عيسى به آن دو حرف احياء موتى و ابراء اكمه و ابرص مى كرد و به محمّد صلى الله عليه و آله ـ 72 حرف عطا فرمود و يك حرف را براى خود برگزيد.
و قال [علی علیه السلام ] : لا يقولن احدکم : [ اللهم انی اعوذ بک من الفتنه ] لانّه ليس احد الا و هو مشتمل علی فتنه ، [1] و لکن من استعاذ فليستعذ من مضلات الفتن ، فان الله سبحانه يقول :
[ و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه] تغابن آیه 15
، و معنی ذلک انه يختبرهم بالاموال و الاولاد [3] ليتبين الساخط لرزقه ، و الراضی بقسمه ، و ان کان سبحانه اعلم بهم من انفسهم [4] ولکن لتظهر الافعال التی بها يستحق الثواب و العقاب : [5] لان بعضهم يحب الذکور و يکره الاناث ، و بعضهم يحب تثمير المال ، و يکره انثلام الحال [6]
قال الرضی : و هذا من غريب ما سمع منه فی التفسير .
( نهچ البلاغه حکمت 93 )
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند :
هيچيک از شما نگويد خداوندا به تو پناه مي برم از امتحان شدن . زيرا هيچکس نيست مگر اينکه امتحان بدارد. ولی کسي که مي خواهد بخدا پناه ببرد از امتحانات گمراه کننده به خدا پناه برد .
زيرا خداوند سبحان مي گويد :
[بدانيد که اموال و اولاد شما مايه امتحان شما هستند و معنی اين سخن آنستکه خداوند مردم را به اموال و اولادشان آزمايش مي کند ] تا آن کس که از روزيش خشمگين است از آن کس که شاکر و راضی است شناخته شود هر چند خداوند سبحان از مردم به خودشان آگاهتر است . [4] ولی اين بخاطر آن است که افعالی که با آن استحقاق ثواب و عقاب پيدا مي کنند ظاهر گردد [5] زيرا بعضی از مردم [ مثلا] پسر را دوست دارند و از دختر متنفرند و بعضی افزايش مال را مي خواهند و از نقصان حال ناراحتند
. [6] شريف رضی مي گويد : و اين از تفاسير عميق و پيچيده ايست که از آن حضرت شنيده شده .
عن مولانا الامام علی سلام الله علیه – فی الحکم المنسوبة الیه - :
سمع رجلاَ یدعو لصاحبه ، فقال : لا أراک الله مکروهاَ .
فقال علیه السلام : انّما دعوت له بالموت ؛ لانّ من عاش فی الدّنیا لابدّ أن یری المکروه .
( شرح نهج البلاغه : ج20 ص 289 ح 301 )
امیرالمؤمنین علی سلام الله علیه شنید که مردی برای دوستش دعا می کند و می گوید : الهی غم و گرفتاری نبینی !
امام علیه السلام فرمود :
« تو ، در واقع ، برای مرگش دعا کردی ؛ زیرا هر که در دنیا زندگی می کند ، ناچار ، غم و گرفتاری می بیند » .
بیشتر مشتریان "خانم ساحل" افرادی خوش پوش و جوانند، این را ظاهرشان نشان می دهد. سهم هر کدام از مشتری ها از فیض دیدن " ساحل خانم " تنها پنج دقیقه زمان بود. همین پنج دقیقه و حرفهای بی ربط و چهار فوت توی صورتم برایم 20 هزار تومان هزینه برداشت. وقت بیرون آمدن مادرش گفت اگر بخواهم برایم دعا کند 50 هزار تومان دیگر باید بپردازم.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از مهر، در سالهای اخیر و در برهوت رسیدگی مدیران حوزه فرهنگی و اجتماعی کشور و دلمشغولی سنگین آنها به حوزه های سیاسی، این سوداگران همزمان با توسعه دنیای دیجیتال و الکترونیک کسب و کار خود را به حوزه اینترنت نیز گسترش داده اند. حتما وقتی مسئولین خوابند؛ بازار "ساحل خانم" رمال آنلاین 29 ساله از آموزش سیر و سلوک تا خواندن صیغه محرمیت سکه است! با خبرنگار مهر به خانه و محل کسب او بیائید ... مرحوم آیة الله حاج سید علی شوشتری قدس سره که استاد
شیخ انصاری قدس سره در اخلاق و شاگرد ایشان در فقه و اصول بود می فرماید :
رسم من و شیخ مرتضی انصاری این بود که در اوقات زیارتی مخصوصه ، از نجف اشرف به کربلای معلی مشرف می شدیم .
در یکی از آن اوقات ، بعد از دو سه روز زیات ، شیخ فرمود : باید مراجعت کنیم . گفتم : خیلی خوب.
چون
شب شد و خوابیدیم ، همین که نصف شب شد ، دیدم شیخ از جای خود برخاست ، رفت
وضو گرفت و آمد عبا را بر سر کشید ، کفش پوشید و از آن عمارت که منزلگاه
ما بود خارج شد .
من پیش خود گفتم : شیخ یقیناً اشتباه کرده و به خیال
اینکه سحر شده برخاسته است و حال آنکه الان نصف شب است و وقت تهجد هم
نرسیده است .
همین که دیدم از حیاط بیرون رفته متوحش شدم و گفتم باید
از عقبش بروم . برخاستم و جامه های خود را پوشیدم و از عقب سرش روانه شدم
به طوری که شیخ را می دیدم و او ملتفت من نبود تا آنکه از کوچه های کربلا
یک یک گذشتیم تا رسیدیم به دروازه ای که بنام دروازه بغداد است و در آنجا
خانه کوچک عربی بود . همین که شیخ به آنجا رسید ، محاذی آن خانه ایستاد ،
سلام کرد و از اندرون خانه جواب سلام شیخ آمد .
پس شیخ عرض کرد : آیا مرخص هستم فردا را بروم ؟
جواب آمد : آن مطلب را انجام دادی ؟ عرض کرد : خیر .
جواب آمد : مرخص نیستی
مرحوم شيخ عبدالزهرا كعبي مي گويد: يك روز بعدازظهر وارد صحن مطهر حضرت امام حسين (عليه السلام) شدم ، شخصي در مقابل يكي از حجره هاي صحن شريف – كه كتابهاي مذهبي مي فروخت و با من سابقه ي آشنايي داشت،مرا ديد و فت: كتاب كوچكي دارم دكه به نظرم براي شما خوب باشد و در آن اشعاري بسيار زيبا دارد. قيمت آن را هم كم كرد تا يك بار برايش بخوانم.
كتاب را گرفتم. خيلي كتاب مفيد و سودمندي بود؛زيرا اشعار
قصيده ي ابن عَرَندَس حلّي – كه مدتها دنبال آن مي گشتم- در آن بود. در
يكي از روّاق ها نشسته،به خواندن آن اشعار براي كتاب فروش مشغول شدم و هر
دو اشك مي ريختيم كه ناگهان سيّد بزرگواري را ديدم كه در برابرم ايستاده و
به اشعار گوش مي دهد و گريه مي كند.
چون به اين بيت رسيدم:
اَيُقْتَلُ ظُلمآناً حسينٌ بِكربلا وَ فِي كُلِّ عُضْوٍ مِنْ اَنَامِلِهِ بَحْرٌگريه
ي آن بزرگوار شديد شد،رو به ضريح امام حسين (عليه السلام) كرد؛و اين بيت
را تكرار مي نمود و هم چون زن جوان مرده مي گريست. همين كه اشعار را به
پايان رساندم،ديگر آن بزرگوار را نديدم. براي ديدن ايشان،از صحن خارج شدم
تا شايد آن بزرگوار را بيابم،ولي ايشان را نديدم. به هر كجا رو كردم،اثري
نيافتم؛ گويا از برابر چشمانم غايب شده است. به يقين دانستم كه ايشان حضرت
حجت و امام منتظر (عليه السلام) بوده اند.
پی نوشت
شیخ حسین انصاریان
السلام علیك یا ابا عبدالله؛ سلام بر تو اى ابا عبدالله
شرح لفظ ابا عبدالله
ابا
عبدالله كنیه حضرت سیدالشهداء حسین بن على(علیهماالسلام) میباشد و كنیه
به معنى نام بردن چیزى به كنایه و اشاره است. به این جهت است كه بصریها
ضمیر را كنایه نامیدند زیرا اسمى ذكر نمىشود، مانند: ضربته كه چون
نمیخواهد اسم زده شده برده شود، لذا به اشاره و كنایه متوسل به "ها" ضمیر
مىشود و گاهى نیز به اسم پدر یا مادر یا فرزند لفظ اب و ام و ابن زیاد
نمایند، چون ابوعمرو، ابن عباس، ام معبد و ام كلثوم .
سید و شریف: این
كه اشخاص را با كنیه یا لقب ذكر میكردند به علت احترام و بزرگداشت طرف
بود. چون گفتن اسم باعث كوچك كردن اشخاص میگردید.
لذا در زمان سابق به
اولاد امام حسن مجتبى و امام حسین(علیهماالسلام) شریف میگفتند چنانكه به
علم الهدى و برادرش كه از اولاد حسین بن على(علیهماالسلام) بودند شریف
مرتضى و شریف رضى میگفتند این موضوع شایع بود تا در سال 931 هجرى كه محمد
بن بركات به تولیت مكه معین شد، لقب شریف را به اولاد حضرت امام حسن و لقب
سید را به اولاد امام حسین(علیهماالسلام) تخصیص داد و شرفا مكه را به
این جهت شریف میگفتند كه از اولاد امام حسن مجتبى(علیهالسلام) بودند كه
آخر آنها شریف حسین بود كه بعد از غلبه عبدالعزیز بن سعود، پدر ابن سعود
پادشاه حجاز و نجد از مكه به جزیره قبرس مهاجرت نمود، اما هنوز هم در حجاز
اولاد امام حسن(علیهالسلام) را شریف خطاب میكنند.
| * نام و نام خانوادگی : | |
| آدرس وب سایت : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| سن : | |
| شهر : | |
| تلفن : | |
| آدرس : | |
| نحوه تماس با شما: | تلفن: آدرس ایمیل |
| نحوه آشنایی شما با ما: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
| |