تبليغاتX
دعا - داستانها و برکات دعا
مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
دعا

به گزارش «باشگاه جهانی خادمین اهل بیت» ، استاد "محمدحسین بهجتی" فرمودند: در همان سال‌ها آیت الله مصباح قضیه‌ای را برای من تعریف کردند که بد نیست آن را برای شما بگویم. امیدوارم که ایشان و آیت الله بهجت از ما راضی باشند. چنانکه می‌دانید جناب آقای مصباح دارای سه فرزند هستند. دو پسر به نام‌های علی آقا و آقا مجتبی و یک دختر به نام زهرا خانم که بعدها به ازدواج شیخ محمود محمدی عراقی در آمدند. همسر محترمشان هم خواهرزاده آیت الله میرزا حسین نوری همدانی هستند.

جناب حجت الاسلام والمسلمین شیخ علی آقا مصباح از بچگی حالت صرع داشتند، حالت آزاردهنده‌ای بود و همگی ناراحت بودیم. آیت الله مصباح می‌گفت ایشان را به دکتر برده‌ام و گفته‌اند كه این بیماری در بچگی خوب نمی‌شود؛ ممکن است در سن جوانی مثلا بیست سالگی یا بیست و پنج سالگی خود به خود برطرف شود و ممکن است که این حالت تا آخر عمر باقی بماند. به هر حال بچه به سن دبستان رسیده بود و ایشان را در دبستان گذاشته بودند.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 16:25 - شنبه بیست و نهم مرداد 1390


مرحوم بهجت العلمای بحرانی از علمای بنام کازرون در چند مقطع مختلف که کازرون دچار خشکسالی گردیده ، به درخواست مردم نماز و دعای باران را به جا آورده که دو نماز ایشان که در همان موقع منجر به باران گردیده بسیار معروف است. اما بزرگان و کهن سالان حاضر تنها یکی از آن نمازها را عینا به خاطر دارند و نماز دیگر به لحاظ گذشت سالیان تنها سینه به سینه نقل کلی گردیده.

Click the image to open in full size.
اما نماز باران ایشان را که هنوز پیرمردان و پیرزنانی که بیش از 70 سال سن دارند آن را به خاطر می آورند، مربوط به بیش از 65 سال پیش و زمانی است که نزول رحمت الهی به تاخیر افتاده بود و کشت و زراعت کشاورزان و دامداران در گرو بارش باران بود. همچنین خشکسالی عامل بی رونقی اقتصاد و معیشت و عامل بروز بیماری خصوصا برای مردم عموما فقیر آن زمان گردیده بود. مردم هم برای گشودن گره از این قهر الهی، چون همیشه رو به علمای بزرگ شهر آوردند و مردم کوی علیا درخواست نماز استسقا را پیش امام جماعت مسجد جامع شیخ یعنی مرحوم شیخ عبدالطیف بحرانی (بهجت العلما) می برند.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 23:40 - سه شنبه چهاردهم دی 1389


بي‌نظير بوتو گفت: من براي آيت الله خامنه‌اي قداست قائل هستم و از ايشان خواسته‌ام براي موفقيت من دعا كند و براي من قابل تحمل نيست كه ايشان از حكومت من ناراحت باشند.

به گزارش مركز اسناد نوشت: بي‌نظير بوتو در دوران نخست‌وزيري‌اش 2 بار به ايران سفر كرد كه يك نوبت آن، ديدار رسمي به دعوت آقاي‌ هاشمي رفسنجاني، رئيس‌جمهور وقت بود. به ياد دارم بي‌نظير بوتو هنگام پياده شدن از هواپيما در فرودگاه مهرآباد تهران، چادري مشكي بر دوش خود انداخته بود و روسري سفت و محكم سفيد رنگي هم به سر داشت و آقاي ‌هاشمي به شوخي به او گفت، چقدر خودتان را پيچانده‌ايد(1)

در جريان اين سفر وقتي خانم بي‌نظير بوتو خدمت رهبر معظم انقلاب آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي مي‌رسد، بيت معظم‌له نسبت به حجاب ايشان ايراد گرفته‌اند و حتي چادري برايشان پيدا كرده‌اند كه ايشان چادر به سر خدمت آقا رسيده‌است.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 15:34 - سه شنبه چهاردهم دی 1389


روستاي صالح‌آباد متعلق به من و چند شريكم بود. عده‌اي تصميم گرفتند روستا را از ما به زور بگيرند و گروهي را به سوي ما فرستادند و هر چه صحبت كرديم سودي نداشت. عريضه‌اي براي امام زمان(ع) نوشتم و آن را در جوي آبي رها كردم و به «تخت فولاد» رفتم و دعاي ندبه را با تضرّع و گريه خواندم و چند بار تكرار كردم:
اي فرزند احمد‏؛ آيا به سوي تو راهي هست كه ملاقات شوي؟


صدرالاسلام همداني در كتاب تكليف الأنام مي‌نويسد:‌
از خواص دعاي ندبه اين است كه هرگاه در جايي با حضور قلب و اخلاص تمام و توجه به مضامين عالي آن خوانده شود عنايت و توجه امام زمان(ع) را به آن مكان جلب مي‌كند بلكه باعث حضور حضرت(ع) در آنجا مي‌گردد‎ چنان‌كه در بعضي جاها اتفاق افتاده است.

آيت‌الله شيخ علي‌اكبر نهاوندي(ره) در كتاب  العبقري الحسان آورده است:

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 10:10 - شنبه پنجم تیر 1389


در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در نجف اشرف، شوق زیادی جهت جمال مولای‌مان بقیه الله الاعظم (عج) داشتم، با خود عهد كردم كه چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت كه جمال آقا صاحب الامر ـ علیه السّلام ـ را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم.
تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفا در این شب رفتنم از نجف تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود، نزدیك مسجد سهله خندقی بود، هنگامی كه به آنجا رسیدم بر اثر تاریكی شب وحشت و ترس وجود مرا فراگرفت، مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزدها ناگهانی صدای پائی را از دنبال سر شنیدم كه بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید.
برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیك من آمد و با زبان فصیح گفت:
«آی سید!‌ سلام علیكم» ترس و وحشت به كلی از وجودم رفت و اطمینان و سكون نفس پیدا كردم، و تعجب آور بود كه چگونه این شخص در تاریكی شدید متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم بهر حال سخن می‌گفتیم و می‌رفتیم، از من سؤال كرد: «كجا قصد داری؟» گفتم: «مسجد سهله» فرمود «به چه جهت؟» گفتم: «به قصد تشرف زیارت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ ».

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 23:19 - دوشنبه دوم فروردین 1389


كميل مى گويد: با مولايم اميرالمؤ منين در مسجد بصره نشسته بودم و اصحابش با او بودند، به بعضى از آنان گفت : معنى قول خداى عزّوجلّ (( فيها يفرق كل امر حكيم )) چيست ؟
امام فرمود: شب نيمه شعبان است ، سوگند به كسى كه جان على در دست او است هيچ بنده اى نيست مگر اين كه جميع خير و شر براى او در اين شب تا همان شب آينده مقسوم است ، و هر بنده اى كه اين شب را احياء كند و دعاى خضر عليه السلام را بخواند دعاى او به اجابت مى رسد، پس چون حضرت منصرف شد و مراجعت فرمود، شب به خدمت او رفتم همينكه مرا ديد پرسيد كه اى كميل چه مى خواهى و چه چيز سبب آمدن تو شده است ؟ گفتم : يا اميرالمؤ منين عليه السلام به طلب دعاى خضر آمده ام .

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 11:58 - سه شنبه هجدهم اسفند 1388


حضرت صادق (عليه السلام) فرموده: روزى حضرت موسى (عليه السلام) پيروان خود را موعظه مى كرد،يكى از شنوندگان چنان تحت تاءثير گفتار موسى (عليه السلام) قرار گرفت كه از جا حركت كرده پيراهن خود راچاك زد،

خداوند به حضرت موسى وحى كرد به او بگو لا تشق قميصك و لكن اشرح لى عن قلبك نمى خواهد پيراهنت را چاك زنى، قلبت را برايم بشكاف و محبت ديگران را خارج نما.

حضرت صادق (عليه السلام) در پايان گفتار فرمودند: يك روز حضرت موسى به مردى از پيروان خود گذشت كه در حال سجده بود،از آنجا گذشت پس از انجام دادن كار خود برگشت، باز او را در حال سجده ديد؛

به آن مرد گفت: اگر حاجت تو به دست من بود برآورده ميكردم.
به موسى (عليه السلام) خطاب شد لو سجدينقطع عنقه ما قبلت حتى يتحوّ ل اكره الى ما احب اگر آنقدر سجده كند كه گردنش قطع شود نمى پذيرم، مگر اينكه قلب خود را پاك كند از آنچه من دوست دارم او نيز دوست بدارد و از آنچه بى ميلم نسبت به آن او هم بى ميل شود.

بر طریق اهل بیت | 10:59 - سه شنبه هجدهم اسفند 1388


استاد شیخ جواد مروی حفظه الله

... از نکاتی که یک مقداری احساس می‌شود از آن دور افتاده‌ایم مسأله‌ی حقیقت دعا در کلام معصومین (علیهم السلام) و ارتباط ما با این مسأله است.

از عمده واقعیّت‌های مکتب تشیّع که در هیچ مذهب دیگری از مذاهب اسلامی این واقعیّت با این حلاوت و شیرینی پیدا نمی‌شود مسأله‌ی دعاست. من اعتقادم این است که اگر همین مسأله را بتوانیم درست برای مخالفین‌مان تبیین کنیم یکی از ابزار مهم جذب آن‌ها به مکتب اهلُ‌البیت (علیهم السلام) خواهد بود.

دو نمونه

نمونه‌های زیادی دارم من فقط به دو نمونه اشاره می‌کنم

نمونه اول

شیخ جوهر طنطاوی، صاحب تفسیر معروف طنطاوی، از علماء بزرگ مصری است. در اواخر عمرش با صحیفه‌ی سجّادیِه آشنا می شود. وقتی با این کتاب آشنا شد نامه‌ای نوشت به بعضی از علماء که آن نامه‌اش جدّاً خواندنی است. قسمتی از آن نامه این است او می‌گوید:

« و من الشقا انا الی الآن لم نقف علی هذا الاثر القیم الخالد من مواریث النبوه و اهل البیت و انی کلما تاملتها رایتها فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق »

(این از بدبختی من بوده که تا امروز به این اثر جاودانه‌ای که از زبان اهل‌بیت نبوّت صادر شده است توجّه نکردم، و هر چی من در این کتاب دقّت می‌کنم بالاتر از کلام مخلوق و پایین‌تر از کلام خالق است.)

دعای عرفه، دعای کمیل، دعای ندبه، مناجات شعبانیّه و ... این‌ها یک حقایقی است که اگر ما بتوانیم خودمان با آن‌ها محشور باشیم و لذّت‌های این ادعیه را درک کنیم و سپس به دیگران هم منتقل کنیم فکر می‌کنم دیگر راجع به حقّانیّت مکتب اهل‌بیت (علیهم اسلام) نیازی به استدلال نداشته باشیم.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 22:3 - پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388


امام حسين فرمود: من و پدرم در شب تاريكى در خانه خدا مشغول طواف بوديم ، كه متوجه ناله اى شديم كه با سوز، تضرع مى كرد.
پدرم فرمود: اى حسين ! مى شنوى ناله گناهكارى كه به خدا پناه آورده است ؟ او را پيدا نما و نزدم بياور.
من در تاريكى شب در طواف بدنبالش گشتم تا او را ميان ركن و مقام پيدا كردم و به حضور پدرم آوردم .
پدرم جوانى ديد خوش اندام با لباسهاى قيمتى به او فرمود: تو كيستى ؟ گفت : مردى از اعراب هستم فرمود: ناله براى چيست ؟ عرض كرد: گناه و نافرمانى و نفرين پدر اساس زندگيم را از هم پاشيده و سلامتى از بدنم رفته است

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 12:28 - دوشنبه نوزدهم بهمن 1388


  

قصه های دعا در اینجا

 

بر طریق اهل بیت | 22:1 - جمعه یازدهم دی 1388


امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: روزی ابراهیم خلیل اطراف كوه بیت المقدس برای یافتن چراگاهی گردش می‌كرد تا گوسفندان خود را به آن ناحیه برد.
در این هنگام صدایی بگوشش رسید، نگاه كرد، مرد بلند قامتی را مشاهده كرد كه مشغول نماز است، سؤال نمود: بنده خدا نماز برای كه می‌خوانی؟
آن مرد جواب داد: برای پروردگار آسمان، پرسید از بستگان و خویشاوندان تو كسی باقیمانده؟ پاسخ داده نه،‌ابراهیم ـ علیه السّلام ـ فرمود: از چه محلی غذا تهیه می‌كنی، اشاره به درختی نمود و گفت:
میوه این درخت را می‌چینم و برای زمستانم ذخیره می‌نمایم، از منزلش سؤال كرد، كوهی را نشان داد و گفت:
در آنجا است، پرسید: ممكن است مرا به منزل خود ببری و یك شب میهمان تو باشم.
پیرمرد: در جلو منزلم آبی است است كه عبور از آن مشكل است. سؤال كرد خودت چگونه می‌گذری پاسخ داد من از روی آب می‌گذرم.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 11:51 - یکشنبه هجدهم مرداد 1388


«شهيدجعفر حجازي» نمونه‌ي کاملي از اخلاص بود. او مي‌گفت روزي از پله‌هاي دبيرستان ابن سينا- همدان - که بالامي‌رفتم لحظه‌اي ترديد مرا فرا گرفت. نمي‌دانم به خاطر چه بود. گفتم

خدايا اگر مي‌گويند قادري و بدون اذن تو هيچ کاري انجام نمي‌شود، همين الان نگذار که از اين پله‌ها بالا بروم. در همان موقع بود که پاهايم بر زمين ميخکوب شد و توان کوچکترين حرکتي را در خود نديدم. پس از شهادت او بچه‌ها دفتر خاطراتش را از کوله پشتي اش بيرون آوردند، در آن نوشته بود:«خدايا مرا مثل علي‌اصغر امام حسين (ع) بپذير.» سرانجام در عمليات صاحب‌الزمان (عج)» (ارديبهشت 65 )ترکشي گلويش را دريد و دعايش مستجاب کرد.

بر طریق اهل بیت | 20:13 - شنبه سوم مرداد 1388


بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

الحمد اللّه ربِّ العالمين، وَ صلّى اللَّه على سيّدنا محمّد و آله الطاهرين.

مرسوم شيعيان است كه جلساتى تشكيل مى دهند، حديث كساء را در جمع دوستان و صاحبدلان مى خوانند و بدين وسيله به درگاه خداوند متعال تقرب جسته، براى آن ثواب بسيار و آثار مطلوب قائلند و رفع اندوه و گرفتارى خود را خواهان و گشودن گره هاى بسته را طالبند. اين شيوه بر اساس مطلبى است كه در متن حديث كساء، كه روايت مفصل آن در بخش جداگانه در ابتدا آمده، ذكر شده است. ما بر آن شديم كه همراه چاپ متن اين حديث، براى معرفت و آگاهى بيشتر خوانندگان عزيز توضيحى پيرامون آن داشته باشيم چرا كه عمل با معرفت از ارزش والاترى برخوردار است.

حديث كساء چيست؟

كساء در زبان عربى نوعى عبا است كه بر دوش اندازند، و گاهى نيز به عنوان زيرانداز و روانداز از آن استفاده مى شود. در روايات فراوانى كه در كتابهاى شيعه و اهل سنت نقل شده وارد است: هنگامى كه آيه تطهير: اِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً [ احزاب: «جز اين نيست كه خداوند اراده دارد كه هرگونه پليدى را از شما خاندان رسالت دور سازد و شما را پاك و پاكيزه گرداند».] نازل شد پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم علي ، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را در خانه ام سلمه از همسران شايسته خود كه آيه هم در خانه وي نازل گشته بود گرد آورد و كسايي را كه از خيبر آورده شده بود بر سر خود و آن چهار تن كشيد ، آن گاه دست مبارك از كسا بيرون آورد و به سوي آسمان بلند كرد و عرضه داشت:بار پروردگارا ، اينان اهل بيت منند ، پس هر گونه پليدي را از آنان دور ساز و آنان را پاك و پاكيزه گردان. آن گاه جبرئيل عليه السلام نازل شد و اين آيه را به عنوان تاييد خواند.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 13:13 - سه شنبه بیست و سوم تیر 1388


مروري بر روايتي از امام هادي(علیه السلام) درباره دعا به درگاه الهي
گروه خبرنگاران افتخاري / محمدصادق بهمن‌زادگان‌جهرمي: امام هادي(علیه السلام) فرمودند: خداوند متعال مي‌داند كه ما در امور، جز به او پناه نمي‌بريم و در كارها جز به او توكل نمي‌كنيم و ما را عادت داده كه از او درخواست كنيم، تا اجابتمان كند.
ابوموسي گويد: روزي نزد امام هادي(علیه السلام) رفته و عرض كردم: متوكل به من ستم مي‌كند و اموالي را از من به جرم اين كه دوستدار شما هستم، گرفته است، اگر براي شما امكان دارد از او بخواهيد تا دست از اين كارهايش بر عليه من بردارد. امام(علیه السلام) فرمودند: اگر خداوند بخواهد، خواسته‌ات برآورده مي‌شود.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 19:45 - دوشنبه هشتم تیر 1388


صلوات بر محمد و آل محمد مرا شفا داد...

شيخ "صالح مغامس" از چهره‌هاي نسبتا سرشناس وهابيت در عربستان سعودي كه عضو هيئت علمي دانشكده خطبا و سخنرانان دانشگاه "ملك عبدالعزيز آل سعود" نيز بوده، طي اظهاراتي فاش كرد كه "صلوات بر محمد و آل محمد" موجب شفاي شد.

 به گزارش «سلام شيعه» به نقل از ابنا، شيخ "صالح مغامس" طي گفتگويي تلويزيوني در برنامه "اهل قرآن" كه در شبكه ماهواره‌اي دبي پخش مي‌شود، چنين گفت: من بيمار بودم و تمام پزشكان مرا جواب كرده بودند. به طور اتفاقي در بيمارستاني كه براي عمل جراحي بستري شده بودم، يك پرستار لبناني(از شيعيان لبنان بوده است) مرا ديد و در مورد بيماريم پرسيد. هنگامي كه وضعيت را برايش توضيح دادم به من گفت، بر "محمد و آل محمد" صلوات بفرست. ان شاءالله خدا شفايت مي‌دهد.

شيخ "مغامس" در ادامه افزود:‌ من هم به پيشنهاد آن پرستار لبناني عمل كردم و پس از اينكه پزشكان مرا مجددا معاينه كردند، گفتند كه بيماري كاملا از بين رفته و ديگر نيازي به عمل نيست.

 گفتني است وهابيت متوسل شدن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار را جزو بدعت‌هاي ديني مي‌دانند. پزشكان چندي پيش لكه‌اي عجيب در قلب شيخ "صالح مغامس" مشاهده كردند و گفته بودند كه احتمال مرگ وي تا چند روز ديگر وجود دارد.


بر طریق اهل بیت | 2:6 - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388


رئیس جمهور لبنان هر سال در ماه رمضان شخصیت ها ی برجسته مذهبی را به ضیافت افطار دعوت می کرد.امام نیز به عنوان رئیس مجلس شیعیان به مهمانی رفت. اهل سنت،موقع آفتاب افطار می کرد و شیعیان چند دقیقه ای بعد از غروب . این اختلاف ، آرامش ظیافت افطار را تهدید می کرد .آفتاب غروب کرد. امام موسی یک استکان چای برداشت. همه با تعجب به او خیره شدند. امام استکان را در یک دست گرفت و دست دیگرش را بالا برد و شروع کرد به دعا خواندن.دعا خواند و حاضران آمین گفتند . این کار را آن قدر ادامه داد که وقت افطار شیعیان شد . بعد لبخندی زد  گفت « اللهم لک صمت و علی رزقک افطرت و علیک توکلت » و استکان چای را سر کشید .

 

خدایا به حق محمد و آل محمد این زندانی ما را از زندان دژخیمان قذافی آزاد بگردان

اللهم فک کل اسیر

بر طریق اهل بیت | 2:39 - سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388


حضرت امام خميني - سلام الله عليه -، روح بسيار لطيفي داشتند، در وجودشان ريزه كاريهاي اخلاقي خاصي وجود داشت كه در شخص ديگري ديده نمي شد.
من چندين سال، معمولاً بعد از درس همراه امام، از مسجد سلماسي به منزلشان مي رفتم و سؤالهايم را مي پرسيدم و ايشان نيز جواب مي دادند. در اين چند سال هرگز نشد كه برخورد امام گوياي اين باشد كه حاضر به جواب دادن نيستند و البته كار من هم، كار يك روز يا دو روز نبود، تقريباً بيشتر روزها من همراه حضرت امام حركت مي كردم; چه آن روزهاي اولي كه در درسشان شركت مي كردم و چه روزهاي آخر. براي يك بار هم نشد كه ايشان قيافه شان را طوري كنند كه خوششان نمي آيد من همراهشان بروم و مطلب بپرسم. پس از اينكه از زندان آزاد شدند، دوباره من همراه ايشان مي رفتم.
در آن زمان امام شخصيت و مرجع مطرح جامعه شده بودند. بعد از درس، معمولاً جمعيت زيادي براي دست بوسي ايشان مي آمدند. از اين رو، براي تلف نشدن وقت با تاكسي به مسجد اعظم رفت و آمد مي كردند.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 2:50 - شنبه بیست و نهم فروردین 1388


يك كارشناس مسائل عراق گفت: افتخار هر مقام خارجي چه آمريكايي و چه انگليسي است كه ديدار كوتاه چند لحظه اي با آيت الله سيستاني داشته باشد اما هر كدام از مقامات آمريكايي كه تا به حال درخواست ملاقات با ايشان كرده اند، اجازه ملاقات دريافت نكرده اند.

به گزارش رجانیوز،اين كارشناس با اشاره به ديدار يكي از دوستان خود با آيت الله سيستاني به سايت بصيرت-نزديك به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي-گفت: آيت الله سيستاني در آن ديدار گفتند: سلام من را به برادران برسانيد من زمان آقاي خميني هر شب برايشان دعا مي كردم و اكنون براي آقاي خامنه اي هر شب دعا مي كنم، شما سلام مرا به همه برادران برسانيد.

وي افزود: يكي از ملاقات كنندگان در همين حال به آيت الله سيستاني گفت كه آقا شما تشريف نمي آوريد كه حرم حضرت ثامن الحجج را زيارت نماييد ايشان فرمودند: من حرم مولايم علي(ع) كه در كنارم است را نمي توانم زيارت كنم، من خودم اينجا هستم و دلم در مشهد است.

بر طریق اهل بیت | 9:19 - دوشنبه هفدهم فروردین 1388


حاج بصیر ناراحت بود که چرا شهید نمیشه؛

خیلی هم برای شهید شدنش دعا می کرده...

یه روز در دعای آخر مراسم میگه خدایا به همه رزمندگان و به من طول عمر عنایت فرما.

وقتی یکی از همرزمانش با تعجب از او سوال می کنه،

میگه : مدتی قبل در عالم رویا سراغ امام حسین (سلام الله علیه) را گرفتم وقتی نزدیک خیمه حضرت شدم سوالم را به محافظ خیمه آقا دادم که آیا شهید می شوم یا نه؟

و او جواب آقا را آورد که بله شما حتما شهید می شوید.

حالا که مطمئنم . دوست دارم بیشتر بمانم و خدمت کنم ...

بر طریق اهل بیت | 1:48 - دوشنبه دهم فروردین 1388


مرحوم ملا محمد تقی مجلسی(ره) می فرماید:
« در اوایل بلوغ در پی کسب رضایت الهی بودم و همیشه به خاطر یاد او ناآرام بودم؛ تا آن که بین خواب و بیداری حضرت صاحب الزمان علیه السلام را دیدم که در مسجد جامع قدیم اصفهان تشریف دارند.

 به آن حضرت سلام کردم و خواستم پای مبارکشان را ببوسم؛ ولی نگذاشتند و رفتند. پس دست مبارک حضرت را بوسیدم و مشکلاتی که داشتم؛ از ایشان پرسیدم. یکی از آنها این بود که من در نماز وسوسه داشتم و همیشه با خود می گفتم اینها آن نمازی که از من خواسته اند، نیست لذا دائماً مشغول قضا کردن آنها بودم و به همین دلیل نماز شب خواندن برایم میسر نمی شد.

 

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 9:27 - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387


بسمه تعالی
جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می باشند، با آنها معامله ذی المقدمه می کنند، کأنه دستور این است که « بگویند و بشنوند، برای اینکه بگویند و بشنوند! » و این اشتباه است.
تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید.
بعضی می خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.
بعضی « التماس دعا » دارند، می گوییم « برای چه؟ » درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا کنید! »
دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود؛ این طور نباشد:
پی مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا کند قوال نباشیم، فعّال باشیم؛ [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم.
آنچه می دانیم بکنیم، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.
به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

منبع : سایت معظم له

بر طریق اهل بیت | 10:58 - یکشنبه یازدهم اسفند 1387


......به خاط سیستم امنیتی بسیار بسته کسی نمی داند داخل سوریه چه می گذرد و ما نمی دانستیم که بعد از مرگ حافظ اسد چه می شود . لذا همیشه  نگران بودیم که یک مخالف سر کار بیاید . یک بار حافظ اسد مریض شد . خدمت آقا (مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ) رسیدیم و گفتیم برایش دعا کنید . [آقا]فرمودند : دعا می کنم . [حافظ اسد] بعد از مدتی خوب شد . گذشت تا این که بار دیگر حافظ مریض شد . دوباره خدمت آقا رسیدیم که دعا کنید . فرمودند : «البته من دعا می کنم ولی ناراحت نباشید . چون کسی که بعد از او می آید برای شما خیلی بهتر خواهد بود » . وزارت خارجه و اطلاعات که هیچ CIA هم نمی دانست چه می شود . به هر حال حافظ فوت کرد و بشار آمد . و جدآ وضع ما بعد از فوت حافظ اسد خیلی بهتر شد . به طوری که اسرائیلی ها می گویند نمی دانیم کدام از یک از اینها از دیگری اطاعت می کنند ؟ صمیمیت ما با سوریه اکنون به صورتی است که هر زمان بخواهم با بشار دیدار و تبادل نظر می کنم .

بر طریق اهل بیت | 19:18 - دوشنبه پنجم اسفند 1387


 حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر تبریزی  فرزند گرامی ‌آیت‌الله‌العظمی تبریزی طی مصاحبه با مرکز خبری حوزه نیوز می گوید : حضرت آیت الله العظمی تبریزی ره با درک درستی که از جنگ داشتند، وظیفه همه می دانستند که از مبانی شیعی دفاع نمایند، زیرا معتقد بودند دشمن نمی خواهد با نظام مقابله کند، بلکه هدف او مبارزه با ایده و مکتب اهل بیت(ع)است، از این رو نسبت به جنگ توجه ویژه داشتند و دفاع از کیان شیعه را مهم می دانستند.

 وی افزود: این مرجع تقلید شاگردان و فرزندان خود را برای حضور در جبهه ترغیب می کردند و در شب های عملیات تا صبح برای رزمندگان دعا می کردند و اشک می ریختند.

 فرزند ‌آیت‌الله‌العظمی تبریزی تصریح کرد: مرحوم ‌آیت‌الله‌العظمی تبریزی ره بر این باور بودند که اگر مرزها در امنیت نباشد، مسایل علمی و تشکیل کرسی درس بی معنا خواهد بود، از این رو وجود بسیج را برای دفاع از استقلال و حریم کشور مؤثر و اساسی می دانستند.

 

بر طریق اهل بیت | 16:32 - دوشنبه پنجم اسفند 1387


شیخ بهایی وارد شهری شد در بازار کنار دکان آهنگری عبور می کرد که دید آهنگر آهن سرخ شده «گداخته» را با دست خود برداشته و کج و راست می کند تعجب کنان پرسید :

ای استاد چه ریاضتی کشیدی که این مقام را به دست آوردی که آتش در دست تو موثر نیست .آهنگر فهمید شیخ غریب است از او خواست که شب را در خانه او بیاید شیخ قبول کرد شب وارد منزل استاد آهنگر گردید پس از صرف غذا گفت : یا شیخ زمانی در این شهر قحطی عجیبی افتاد من آذوقه فراوان داشتم شبی صدای در خانه را شنیدم پشت در رفته درب خانه را باز کردم با زنی سیده که در همسایگی من بود روبرو شدم آن زن گفت :

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 19:15 - چهارشنبه سی ام بهمن 1387


خلبان قهرمان آمريکا: دعاي يکي پشت سر من بود

خبرگزاري آريا – خلبان هواپيمايي که ماه گذشته با 155 مسافر به سلامت در رودخانه هادسون فرود آمد گفت من دعاي يک نفر را در پشت سر خود داشتم.

به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از خبرگزاري فرانسه ,  خلبان چلسي سالنبرگر در اولين مصاحبه 

 

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 19:54 - دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387


مرتضی حیدری چهره شناخته شده ای در جامعه است. سابقه نه چندان طولانی اجراهای خبری او ،حیدری را به یکی از محبوب ترین و قویترین مجری های خبری تبدیل کرده است.

مرتضی حیدری

 اجرای خوب گفتگو های ویژه خبری همراه با اشراف نسبتا دقیق بر مطالب مطرح شده در بین کارشناسان باعث شد حیدری، یکی از مجریان توانای سالهای اخیر صدا و سیما نام بگیرد. او ساده است و صمیمی و درست مثل همان چهره ای که از او در قاب تلویزیون می شناسیم مهربان و خندان. پس طبیعی بود که با گشاده رویی دعوت مصاحبه ما را قبول کند . 


+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 20:38 - سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387


مرجع بزرگوار مرحوم آیه الله العظمی مرعشی نجفی  فرموده اند:مرجعیت من در اثر دعای پدرم می باشد روزی مادرم غذا را آماده کرده بود فرمودند:برو به پدرت بگو بیاید و غذا میل کند من وقتی وارد اطاق مطالعه پدرم شدم

http://www.imamhadi.com/html/mqa/image/marashi.jpg

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 20:36 - سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387


در محله شترداران تبریز مرد متدینی می‌زیست که پیشه‌اش شاطری بود و به راستگویی در شهر خویش شهرت داشت. وقتی در تبریز قحطی شده بود، شب عیدی مرد شاطر چند قرص نان و چند تکه باسلوق (شیرینی مخصوص تبریز ) به منزل می برد. در راه دید دو سه نفردورهم نشسته اند و از روی زمین چیزی را بر می دارند و می خورند. به آنها نزدیک می شود و مشاهده می کند از شدت گرسنگی چند تکه استخوان پیداکرده اند، آنها را با سنگ پودر کرده و در حال خوردن آن هستند.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 15:13 - سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387


ثعلبه يكي از اصحاب پيامبر اكرم(ص) بود و همواره در نماز جماعت حاضر مي‌شد و در غم و شادي مسلمانان شركت داشت. او مرد فقيري بود. روزي از پيامبر اكرم(ص) تقاضا كرد دعا كند تا وي ثروتمند شود.

پيامبر اكرم(ص) فرمود: داشتن دارايي كمي كه بتواني حق و شكرش را به جا آوري بهتر از آن مال زيادي است كه ياراي اداء حقش را نداشته باشي!

ثعلبه اصرار كرد و سوگند خورد كه: اگر ثروتمند شوم تمام حقوق آن را اداء خواهم كرد. پيامبر اكرم(ص) هم دعا كرد و به زودي او ثروتمند شد.

+ متن کامل مطلب در ادامه...

بر طریق اهل بیت | 16:6 - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387