من 2 تا سوال دارم اولی شاید به نظر شما مسخره و بیربط بیاد آیا شما کسی رو میشناسید که اونقدر پاک باشه که دعاش مستجاب بشه یا مستجاب الدعوه باشه؟ البته میدونم این افراد همه جا داد نمیزنن اما کسانی هم ممکنه اونها رو بشناسن
سوال دومم اینه که توی نماز استغاثه ایا حتما باید دعا رو زیر اسمون خوند؟ توی شرایط این روزها که خونه ها اپارتمان هست این خیلی سخته
ممنون
جواب سئوال اول : قطعاَ یکی از شرائط استجابت دعاها پاکی و طهارت روحی می باشد که آن نیز محقق نمی شود مگر به رعایت دو قانون والای الهی یعنی انجام واجب و ترک حرام در حد علم و در حد قدرت و توانایی .
خداوند می فرماید « انما یتقبل الله من المتقین » .
خداوند[اعمال را ] از متقین قبول می فرماید . که دعا یکی از آن اعمال صالح و مورد رضایت پروردگار است ، پس لازم است تا مراعات اوامر و نواهی حضرت حق نماییم تا دعاهایمان مقرون به اجابت گردد . مزید اطلاع ، از جمله ی مستجاب الدعوه ها به فرمایش خود رسول خدا صلی الله علیه و آله ، خردسالان از ذریه ی آن حضرت هستند ، مادام که گرد گناه نگردند یعنی بچه سیدهای پاک از جمله ی آن مستجاب الدعوه ها هستند . دعای پدران در حق فرزندانشان مستجاب است و به وفور مؤمنینی هستند که بر اثر تقوا و ورع دعاهایشان مستجاب است .
جواب سئوال دوم : دعا در فضای غیر مسقف و باز و در بلندی شرط فضیلت و جزو آداب است نه شرط استجابت و الا همه جا حتی در زیر زمین و واحدهای آپارتمانی هم می توان نماز استغاثه را به جا آورد یا در کوه و دشت و دمن به دعا پرداخت . خداوند متعال شما و همه ی مؤمنین را حاجت روا بدارد .
مدیر وبلاگ
بر طریق اهل بیت | 15:47 - یکشنبه نوزدهم دی 1389
این است که اینها از باب مقتضیات است نه علّت تامّه و استجابت موقوف است به وجود شرائط و فقد موانع ، به اینکه اگر دعایی یا نمازی یا وردی یا ختمی فرضاَ علت تامه باشد برای قضاء حاجات بدون حاجت به شروط ، تعلیم آن به عباد خلاف مصلحت و موجب اخلال نظام و هرج و مرج است . چنان چه واضح است و لذا اسم اعظم که علت تامه است مخفی شده نسئل الله العصمة من الزلل .1
پی نوشت :
1 - کتاب سئوال و جواب - آیت الله سید یزدی صاحب عروه اعلی الله مقامه .
بر طریق اهل بیت | 21:38 - جمعه چهارم تیر 1389
«و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون » به چه معنی خواهد بود .
چند جواب ممکن است گفته شود یکی اینکه تقیید به صورت مصلحت از قیود عقلیه متصله به کلام است مانند اعتبار قدرت در اوامر و نواهی الهیه نسبت به بندگان .
دیگر اینکه آن کسی که دعا می کند مقصود لبّی او تأمین مصلحت است پس دعا را مقید نموده به صورت مصلحت .
سوم آن چه به نظر این جانب رسیده هم مطابق با برهان است هم موجب تقیید اطلاق نیست چون در همه ی موارد ، اطلاق آیه شریفه مراعات شده و مطابق بعضی از روایات است .
این است که می گوییم معنی اجابت ، این است که هر دعایی عکس العملی دارد و بی جواب نافع نخواهد بود چه مطابق مصلحت باشد یا نباشد حق متعال مسلمَ بین کسی که از او جداَّ چیزی بخواهد و کسی که نخواهد فرق خواهد گذاشت ؛ چون حکیم است اگر روا کردن و نکردن از لحاظ علمی و مصالح ، مساوی باشد قهراَ روا خواهد نمود چون ترجیح روا نکردن بر روا کردن ترجیح مرجوح بر راجح است و اگر با فرض دعا ، باز طرف ترجیح داشت روا نمی کند ولی دعا را بی جواب نمی گذارد و لو در مورد مشابه آن یا غیر مشابه یا در دنیا یا در آخرت و هو العالم بالحقائق .1
پی نوشت :
1 – از نوشته های آیت الله شیخ مرتضی حائری ره .
بر طریق اهل بیت | 21:38 - جمعه چهارم تیر 1389
در پاسخ ميگوئيم : براي اينكه قرآن مهجور و متروك نگردد همواره نمازگزاران با قرآن ارتباط داشته باشند و آن را از ياد نبرند و انتخاب اين سوره از اين روست كه همة معارف و مفاهيم قرآن در سوره حمد جمع است، و سوره حمد با محتواي بلند و وسيعي كه دارد همه اصول و اركان قرآن را درون خود جاي داده است.
«فقد اجتمع فيه جوامع الخير و الحكمة في امر الآخرة و الدنيا ما لايجمعه شييء من الاشياء».
در سوره حمد، همه برنامههاي كلّي نيك و حكمت، در امور دنيا و آخرت جمع شده «و اين سوره كانون همه ابعاد قرآن شده است» ولي در سورههاي ديگر، چنين جامعيّتي وجود ندارد[1].
پی نوشت
منبع : سایت راسخون
بر طریق اهل بیت | 12:57 - چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388
مؤمنین از چه قسم دعاهایی استفاده می کنند ؟
1 - ادعیه مأثوره ( رسیده و وارد شده ) از قرآن کریم یا اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین .
2 - ادعیه منسوبه که منسوب به رسول خدا و اهل بیت
گرانقدرش میباشد ولی از جهت سندی ضعیف یا فاقد سند محکمیست . ولی دارای
مضامین عالی بوده و استحکام متنش جابر ضعف سند هست .
3 - ادعیه غیر مأثوره که انشای غیر معصوم است مانند دعای عدیله و لکن مفاهیم آن مطابق با عقاید حقه می باشد .
4 - ادعیه ای که انشای خود مؤمنین است که در آن نیازها به زبان خود داعی درخواست میشود .
و من الله التوفیق
بر طریق اهل بیت | 11:57 - چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند : ملائکه به خانه ای که در آن شراب یا دف یا تنبور یا نرد باشد وارد نمی شوند ، و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی شود و خداوند برکت را از آن خانه میبرد .
امام صادق علیه السلام فرمود : خانه ای که در آن غنا ( آوازه خوانی – موسیقی وسایر مظاهر غنا ) باشد ، از مصیبت دردناک ناگهانی در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی گردد و فرشتگان در آن منزل داخل نمی شود .
حکمت عدم ورود ملائکه به این منازل به خاطرحضور شیطان درچنین خانه ها ییست ، چرا که این اعمال یا آلات از اسباب شیطانیست و ملک یک موجود ملکوتی و مقرب الهیست و شیطان یک موجود لعین و رجیم . شیطان و ملک یک جا جمع نمیشوند ،
بر طریق اهل بیت | 22:43 - سه شنبه هفدهم آذر 1388
عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن علي بن الحكم ، عن داود بن النعمان ، عن إبراهيم بن عثمان ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : قال رسول الله ( صلّى الله عليه وآله ) : إنّ الله أحبّ شيئاً لنفسه وأبغضه لخلقه ، أبغض لخلقه المسألة ، وأحبّ لنفسه أن يسأل ، وليس شيء أحب إلى الله عزّ وجلّ من أن يسأل ، فلا يستحيي أحدكم أن يسأل الله من فضله ولو بشسع نعل.( کافی : ج4 ص20 ح4 عن ابراهیم بن عثمان عن الامام الصادق علیه السلام و من لایحضره الفقیه : ج2 ص70 ح1755 )
امام صادق علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
تحقیقاَ خداوند تبارک و تعالی یک چیز را برای خودش دوست دارد و همان را برای خلقش دشمن می دارد:
درخواست شدن از خلقش را دشمن می دارد و درخواست شدن از خودش را دوست می دارد .
هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از آن نیست که از او در خواست شود . پس ، هیچ یک از شما شرم نکند از این که از خداوند ، درخواست کند ، حتی بند کفشی را .
(بحارالانوار، ج 90، ص 303).
در حدیث قدسی آمده است که خداوند به موسی فرمود : ای موسی هرچه احتیاج داری از من بخواه حتی علف گوسفندانت و نمك طعامت را.
بر طریق اهل بیت | 16:17 - چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388
قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ - بگو ای پیامبر اگر دعای شما بندگان نباشد پروردگار من به شما اعتنا و توجهی نمی کند .
فرقان : آیه77
بر طریق اهل بیت | 17:11 - سه شنبه بیست و ششم آبان 1388
سئوال : چرا تأكيد شده قبل و بعد از دعاها صلوات بفرستيم؟ تفاوت صلوات فرستادن خدا بر پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) و بر مؤمنان چيست؟
جواب : معناي صلوات بر آن حضرت اين است كه: خدايا رحمتت را بر پيامبر و آل او نازل فرما. وقتي رحمت بر حضرت نازل شد به ديگران هم ميرسد چون او مجراي فيض است و اگر بخواهد خيري به ديگران برسد بايد به عنوان رحمت خاصه، نخست بر حضرت نازل شود و سپس به ديگران برسد. علي(عليه السّلام) ميفرمايد: دعا يا حاجت خود را محفوف (در بر گرفته و پيچيده) به صلوات بر رسول خدا كنيد؛ زيرا صلوات بر حضرت دعايي مستجاب است و چون به همراه صلوات حاجت خود را خواستهايد، خداي سبحان چنين نيست كه يكي از دو حاجت را بر آورد و ديگري را رد كند(١). امام سجاد(عليه السّلام) در صحيفه سجاديه، روش دعا كردن و حاجت خواستن را به ما ميآموزد؛ در بسياري از فقرات ادعيه آن حضرت، صلوات به چشم ميخورد، هر مطلبي را كه از خدا ميخواهد قبل يا بعدش صلوات است، چون خدا در پرتو صلوات دعاي همراه آن را نيز مستجاب ميكند. صلواتي را كه خدا و فرشتگان بر پيامبر ميفرستند بر مؤمنان نيز ميفرستند! مؤمن، به جايي ميرسد كه خداي سبحان و فرشتگان بر او صلوات ميفرستند! در صوره احزاب هر دو مسئله بازگو شده است، يعني هم صلوات خدا و ملائكه بر پيامبر و هم صلوات خدا و فرشتگان بر مؤمنان. صلوات خدا، كه صفت فعل اوست همان نوراني كردن است، قول خدا همان فعل
بر طریق اهل بیت | 22:29 - پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
سئوال : اگر كسى براى ديگرى كه بيمارى مزمن و ديرينهاى دارد، دعا كند و با توسّل به ائمه معصومين (عليهمالسّلام) شفاى او را بخواهد، آيا اين كار مطلوب است؟ يا اينكه ممكن است از خدا سختى در زندگى طلب كند و خدا برخى مشكلات را براى او قرار دهد، تا در آخرت اجر و پاداش زيادى دريافت كند. با اين وجود جواب چيست؟
جواب : هنگامى كه خداوند قلب بيمار يا يكى از دوستان وى را به نيايش جذب نمود و دل با بال كشش غيبى ميل دعا پيدا كرد، معلوم مىشود كه شفا رقم خورد. وقتى ايوب (عليهالسّلام) به طور جدّ عرض كرد: «إنّى مسنّى الضّرّ و أنت أرحم الرّاحمين»(1)، معلوم شد كه چنين خواسته مسبوق به خواسته خداى سبحان بوده است، زيرا رجال الهى، چونان ملائكه، بدون اذن سابق قول يا فعلى ندارند؛ «لا يسبقونه بالقول»(2). اگر صاحبدلى پيام الهى را در محرمخانهٔ دل نسبت به درخواست علاج بيمارى كهن و مرض عتيق دريافت نمود، دريغ نكند. البته بيمارى كه در منزل صبر به سر مىبرد، آن را بيدرنگ تحمّل مىكند و مريضى كه در مرحلهٔ رضا قرار دارد، از آن خشنود مىشود و مبتلايى كه فارغ از حضور خويش و غافل از درد خود است و در منزلت رفيع تفويض سير مىنمايد، از خود طرحى ندارد، بلكه مىپسندد آنچه را جانان پسندد. چون دعاى پدر براى فرزند طبق حديث نبوى (صلّىاللهعليهوآله) همسان دعاى پيامبر براى امّت خود است؛ «دعاء الوالد لولده كدعاء النبي (صلّىاللهعليهوآله) لاُمّته»(3)، و كهنسالانى كه از عهد ديرين به تعليم كتاب و حكمت اشتغال داشتند، به مثابهٔ پدر فرزندان علمى ـ بلاواسطه يا معالواسطه ـ اند، اميد است دعايمان بدرقهٔ سير و سلوك علمى و عملى همهٔ تقىالسيره و نقىالسريرهها باشد. مستحضريد كه عمر سرمآيهٔ است نه درآمد، از هزينه نمودن سرمآيهٔ جز در تحصيل دلمآيهٔ پرهيز شود. به وقـت صبــح شـود همچـو روز معلومت كـه با كه باختهاى عشق در شب ديجـور بر اساس استوار: «قُل الله ثمّ ذرهم فى خوضهم يلعبون»(4) در عين اشتغال به علمالدّراسة از جاذبهٔ علمالوراثة غفلت نشود، البته با فيض ربوبى و فوز قدسى؛ در تو كجا رسد كسى، تا نرود به پاى تو مرغ تو كى شــود ولى، تا نَپَرد به بال تو ولاى اهلبيت عصمت چونان قرآن كريم قداست دارد، از اعتصام به آن محروم نمانيم كه حِرمان از قرآن كريم را به همراه دارد و انتظار مىرود، راقم و مرقوم له از محتواى پاسخ و پرسش بهرهمند گردند. (1) سورهٔ انبياء، آيهٔ 83. (2) سورهٔ انبياء، آيهٔ 27. (3) نهجالفصاحه، ج 1، ص 322. (4) سورهٔ انعام، آيهٔ 91. جوادى آملى، آذر 1381
بر طریق اهل بیت | 22:2 - پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
سئوال : در هر دعايى وقتى مطلبى را از خدا درخواست مىكنيم، امتحانات الهى را در پيش دارد، حال با وجود اين امتحانات آيا اين دعا را نسبت به اينكه از عهده امتحانات آن بر آيم يا نه بخوانم يا اينكه بايد منتظر موقعيتى ديگر براى خواندن آن بود؟
جواب : براى نيل به كرامت نزد خداى كريم با كرامتترين كالا را بايد هزينه نمود و آن نيايش خاضعانه است، چه اينكه رسول اكرم (صلّىاللهعليهوآله) فرمود: «ليس شيءٌ أكرم عند الله من الدعاء»(1). خضوع دعا همان طمأنينه توحيدى است كه با اضطرار همراه است؛ «أمّن يجيب المضطرّ إذا دعاه و يكشف السّوء»(2)، نه با اضطراب، زيرا موحّد مطمئنّ است، نه مضطرب. هر اندازه اضطرار و ادراك حضورى فقر و ضرورت بيشتر باشد، قرب خداىِ اجابت كننده كاملتر خواهد بود؛ «فإنّى قريبٌ اُجيب دعوة الداع إذا دعانِ»(3). حالتِ خاص مناسبِ دعاى مخصوص است، هرچند اصل دعا هماره مطلوب است. دعا كننده هيچگاه آيس برنمىگردد، اگر همان خواسته برخاسته از مصلحت بود، اجابت مىشود، وگرنه عطاى ديگرى اضافه مىشود كه بديل افازهٔ انجام نشده است. چون راز تبديل و رمز تأخير اجابت حكيمانه است؛ «و لعلّ الّذي أبطأ عنّي هو خيرٌ لي لعلمك بعاقبة الاُمور»(4)، لذا ادب نيايش اقتضاى ستايش مطلق دارد. اگر مضمون برخى از دعاهاى مأثور بلند و صعب المنال بود، سهولت آن از خداى سبحان درخواست شود؛ گرچه تمام رخدادهاى دنيا آزمون الهى است، ولى توفيق كاميابى در آن را مىتوان با نيايش فراهم نمود. انتظار براى اصل دعا روا نيست، هرچند تحصيل زمينهٔ برخى از ادعيه را فراهم كردن، بهتر از شروع به نيايش بدون فراهم كردن شرائط برتر است. از ابتدايىترين شرائط دعاى متقرّبانه پرهيز از خانهٔ رنگين است، چه رسد به رنگين نمودن خانه. به ما چنين توصيه كردهاند: همه اندرز من به تو اين است كه تو طفلى و خانه رنگين است داعى بكوشد در غبارروبى صحنهٔ دل موفق شود اولاً، تا در حرم دل غيرخدا رَخنه نكند، آنگاه سعى كند تا در سپردن خانهٔ دل به دلدار از اصل خانه صرف نظر نمايد ثانياً، چون محبوب راستين نيازى به خانه غير ندارد و خانه نيز به اندازهٔ هستى خود مزاحم حضور دلدار است. برون شـو اى غــــــم از سينه كه لطف يار مىآيد تو هـم اى دل ز من گـم شـو كه آن دلـدار مىآيـد(5) به هر تقدير، دعاى خائفان از دوزخ جداى نيايش مشتاقان بهشت است و درخواست اين دو گروهِ ميانه غير از مناجات محبّان و شاكران است كه نجواى: «ما كنت أعبد ربّاً لم أره»(6)، هوش از عرشيان سروشآور مىربايد. 2ـ دعا همانند عبادتهاى ديگر اضلاع كثير دارد كه به لحاظ هر ضلع او حكم خاصى مطرح است، زيرا دعا به لحاظ خود داعى اثرى دارد كه حضرت ختمى مرتبت (صلّىاللهعليهوآله) آن را بهترين درخواست معرفى كرد: «أفضَلُ الدعاء دعاء المرء لنفسه»(7) و به لحاظ تأثير آن در دشمنزدايى، رسول گرامى (صلّىاللهعليهوآله) چنين فرمود: «الدعاء سلاحُ المؤمن»(8) و به لحاظ سرعت اجابت آن اگر دربارهٔ برادر مؤمن و در غياب وى باشد، از آن حضرت (صلّىاللهعليهوآله) چنين رسيده است: «دعوتان ليس بينهما و بين الله حجابٌ دعوة المظلوم و دعوة المرء لأخيه بظهر الغيب»(9). (1) نهجالفصاحه، ج 1، ص 327. (2) سورهٔ نمل، آيهٔ 62. (3) سورهٔ بقره، آيهٔ 186. (4) مفاتيحالجنان، دعاى افتتاح. (5) ديوان شمس، ش 593. (6) توحيد صدوق، ص 308؛ بحارالأنوار، ج 4، ص 44. (7) نهجالفصاحه، ج 1، ص 321. (8) همان، ص 323. (9) همان، ص 322. جوادى آملى، آذر 1381
بر طریق اهل بیت | 21:57 - پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
سئوال : چرا برخى از دعاها بىاثر است در حالى كه در روايات خيلى به آن سفارش شده؟
جواب : دعاى انسان اگر شرائط اجابت را داشته باشد حتماً مستجاب مىشود گرچه انسان استجابت آن را نفهمد يعنى اگر همان خواسته مصلحت بود، خداوند عطا مىكند، و اگر مصلحت نبود چيزى كه صلاح باشد عطا مىفرمايد، ضمناً دعا مايهٔ بخشش گناه، يا ترفيع درجه و ثواب خواهد بود.
بر طریق اهل بیت | 21:53 - پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
پاسخگو : حضرت آیت الله مصباح یزدی حفظه الله
در دعای مکارم الاخلاق، ابتدا آمده که «وَاجْعَلْ لى يَداً عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَلِساناً عَلى مَنْ خاصَمَنى وَظَفَراً بِمَن عانَدَنى وَهَبْ لى مَكْراً عَلى مَنْ كايَدَنى وَقُدْرَةً عَلى مَنِ اضْطَهَدَنى وَتَكْذيباً لِمَنْ قَصَبَنى وَسَلامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنى» و کمی بعد آمده که «وَسَدِّدْنى لاَِنْ اُعارِضَ مَنْ غَشَّنى بِالنُّصْحِ وَاَجْزِىَ مَنْ هَجَرَنی بِالْبِرِّوَاُثيبَ مَنْ حَرَمَنى بِالْبَذْلِ وَاُكافِىَ مَنْ قَطَعَنى بِالصِّلَةِ وَاُخالِفَ مَنِاغْتابَنى اِلى حُسْنِ الذِّكْر» آيا بين اين دو قسمت از اين دعا، تضادّی نيست؟ يعنی بالآخره کدام يک مطلوب است: مکر در برابر دشمنان يا نيکی در برابرشان؟
جواب : منظور از اولي کسي است که آگاهانه و از روي عناد دشمني ميکند و دومي کسي است که از روي لغزش و اشتباه مرتکب خطا شده است و با رفتار خوب قابل اصلاح است.
بر طریق اهل بیت | 13:43 - پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
در جلد 14 بحار ص 39 اين روايت آمده که: «عن أبي عبدالله عليه السلام قال: أوحى الله تعالى إلى داود عليه السلام: إن خلادة بنت أوس بشرها بالجنة، وأعلمها أنها قرينتك في الجنة، فانطلق إليها فقرع الباب عليها، فخرجت وقالت: هل نزل في شئ؟ قال: نعم، قالت: و ماهو؟ قال: إن الله تعالى أوحى إلي وأخبرني أنك قرينتي في الجنة وأن أبشرك بالجنة، قالت: أو يكون اسم وافق اسمي؟ قال: إنك لانت هي، قالت: يانبي الله ما أكذبك، ولا والله ما أعرف من نفسي ماوصفتني به، قال داود عليه السلام: أخبريني عن ضميرك وسريرتك ماهو؟ قالت: أما هذا فسأخبرك به، أخبرك أنه لم يصبني وجع قط نزل بي كائنا ما كان، وما نزل ضر بي حاجة وجوع كائنا ماكان إلا صبرت عليه ولم أسأل الله كشفه عني حتى يحوله الله عني إلى العافية والسعة، ولم أطلب بها بدلا، وشكرت الله عليها وحمدته، فقال داود عليه السلام: فبهذا بلغت مابلغت، ثم قال أبوعبدالله عليه السلام: وهذا دين الله الذي ارتضاه للصالحين».
حال سؤال اين است که در شدائد (و غير آن)، دعا و تضرّع بهتر است يا سکوت و رضا و شکر؟ اگر حتّي خواستن تغيير و تبديل سختي ها مطلوب و افضل است، پس جاي دعا کجاست؟ و در اين صورت چرا انبياء در شدائد دعا مي کردند؟ مثل حضرت ايّوب عليه السّلام که فرمودند: «ربّ انّي مسّني الضّرّ و انت ارحم الرّاحمين» و حضرت موسي عليه السّلام که فرمودند: «ربّ انّي لما انزلت اليّ من خير فقير»؟
بر طریق اهل بیت | 13:38 - پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
جواب : ابتدا بايد عوامل نگرانى و پريشانى را بررسى كنيم تا كلام قرآن روشن شود .
1 - گـاهـى اضـطـراب و نـگـرانـى بـه خـاطر آينده تاريك و مبهمى است كه در برابر فكرانسان خودنمائى مى كند اما ايمان به خداوند قادر و متعال , خدايى كه همواره كفالت بندگان خويش را بـر عهده دارد مى تواند اين گونه نگرانيها را از ميان ببردو به او آرامش دهد كه تو در برابر حوادث آينده درمانده نيستى خدايى دارى توانا.
بر طریق اهل بیت | 17:51 - چهارشنبه هشتم مهر 1388
ميدانيم كه در هر زمان واسطهي رسيدن نعمتهاي الهي به خلق، حجت خدا در آن دوره ميباشد؛ بنابراين در عصر حاضر به يُمن وجود امام عصرعجلالله تعالي فرجهالشريف است كه روزي ميخوريم و زمين و زمان برقرار است؛ و به واسطهي دعاي خير ايشان است كه دردها آرام ميشود و زخمها التيام مييابد.
عقل و احساس حكم ميكند كه در مقابل اين همه لطف، بيتفاوت ننشينيم و در حد توان در صدد جبران برآييم. پيامبر اكرم صلياللهعليهوآلهوسلم در اين خصوص ميفرمايند: «كسي كه كار خوبي براي شما انجام داد، آن را تلافي كنيد، ولي اگر چيزي نيافتيد كه آن را تلافي كنيد، به درگاه خدا براي او دعا كنيد، تا اينكه مطمئن شويد تلافي كار خوبش را كردهايد.»[1]
بر طریق اهل بیت | 20:1 - دوشنبه پنجم مرداد 1388
پاسخ: «توسل» موجود گرانمايه اي را جهت نيل به مقام قرب الهي، بين خود و خدا وسيله قرار دادن است.
ابن منظور در لسان العرب مي گويد: «توسّل إليه بكذا، تقرّب إليه بحرمة آصرةٍ تعطفه عليه».[1] با فلان موجود به وي متوسل شد؛ يعني: به وسيله احترام و مقام آنچه نظر او را جلب مي كند، به وي نزديك گرديد.
قرآن مجيد مي فرمايد: اي مؤمنان، پرهيزكار باشد و به سوي خداي بزرگ، وسيله فراهم سازيد و در راه او مبارزه كنيد، باشد كه رستگار گرديد.[2]
بر طریق اهل بیت | 13:0 - دوشنبه پنجم مرداد 1388
جواب : دعا در كنار تلاش و كوشش است، نه به جاى آن. رزمندگانى كه سينه سپر كرده و آماده دفاع هستند، اينگونه دعا مىكنند: پروردگارا! بر ما صبر و پايدارى مرحمت كن، «و لمّا برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربّنا أفرغ علينا صبراً و ثبّت أقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين»(بقره، 250.)
پيامبر و امامان معصوم كه مظهر دعا بودند، شبانه روز در حال تلاش و كوشش نيز بودند. در روايت مىخوانيم كه دعاى افرادى كه بيكارند وهيچ تلاشى نمىكنند، مستجاب نمىشود.
بر طریق اهل بیت | 20:16 - دوشنبه بیست و نهم تیر 1388
برخى از آداب دعا چنين است:
1. دعا، منطقى و بجا باشد. همين كه حضرت ابراهيم به مقام امامت رسيد از خدا درخواست كرد كه نسل او در طول تاريخ امام باشند، «و من ذرّيتى» خداوند به او پاسخ فرمود: اين دعا مستجاب نمىشود؛ زيرا اين مقام عهدالهى است و به هركسى داده نمىشود. «لاينال عهدى الظالمين»( بقره، 124.)
2. دعا، مخالف سنتهاى الهى نباشد. حضرت ابراهيم از خدا خواست كه فقط به مؤمنان رزق دهد، «و ارزق أهله من الثمرات مَن آمن منهم»( بقره، 126.) خداوند پاسخ فرمود: در نعمتهاى مادّى تنگ نظر نباش، سنّت الهى بر آن است كه به همهى مردم (اعم از مؤمن و كافر) رزق بدهد. «فمَن كَفَر فاُمتِّعه»
بر طریق اهل بیت | 20:12 - دوشنبه بیست و نهم تیر 1388
بر طریق اهل بیت | 19:58 - دوشنبه بیست و نهم تیر 1388
بر طریق اهل بیت | 19:51 - شنبه بیستم تیر 1388
|
بر طریق اهل بیت | 12:49 - یکشنبه چهاردهم تیر 1388
üمنظور از اولي کسي است که آگاهانه و از روي عناد دشمني ميکند و دومي کسي است که از روي لغزش و اشتباه مرتکب خطا شده است و با رفتار خوب قابل اصلاح است.
منبع سایت معظم له
بر طریق اهل بیت | 15:58 - شنبه بیست و نهم فروردین 1388
| ٤. چرا تأكيد شده قبل و بعد از دعاها صلوات بفرستيم؟ تفاوت صلوات فرستادن خدا بر پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) و بر مؤمنان چيست؟ | |
|
معناي صلوات بر آن حضرت اين است كه: خدايا رحمتت را بر پيامبر و آل او نازل فرما. وقتي رحمت بر حضرت نازل شد به ديگران هم ميرسد چون او مجراي فيض است و اگر بخواهد خيري به ديگران برسد بايد به عنوان رحمت خاصه، نخست بر حضرت نازل شود و سپس به ديگران برسد. |
بر طریق اهل بیت | 2:39 - شنبه بیست و نهم فروردین 1388
| ٣. فايده صلوات بر خاندان پيامبر چيست؟ آنها كه نيازي به درود و صلوات ما ندارند. | |
|
مرحوم علامه طباطبايي به فردي كه چنين سؤالي از ايشان پرسيده بود پاسخ لطيفي دادند. فرمودند: صلواتي كه ما ميفرستيم اولاً از خودمان چيزي اهدا نميكنيم بلكه به خدا عرض ميكنيم و از او ميخواهيم كه بر پيامبر و خاندانش رحمت ويژه بفرستد و ثانياً گرچه اين خاندان نسبت به ما محتاج نيستند ولي به ذات اقدس اله كه نيازمندند وبايد دائماً فيض الهي بر آنها نازل شود. ما با اين صلوات در واقع خود را به اين خاندان نزديك كردهايم. بعد مثال ميزدند و ميفرمودند: اگر باغباني در باغي كه همه گلها و ميوههايش مِلك صاحب باغ است كار كند و از صاحب باغ حقوق بگيرد، روز عيد، يك دسته گل از باغ تهيه كند و به حضور صاحب باغ ببرد آيا عمل او موجب تقرب به صاحب باغ هست يا نه؟ مسلماً هست. اين عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت ميكند واِلاّ ما كه از خودمان چيزي نداريم. بلكه از ذات اقدس اله مسئلت ميكنيم بر مراتب و درجات اين بزرگواران بيفزايد. و همين عرض ادب براي ما تقرّب است. منبع : سایت معظم له
|
بر طریق اهل بیت | 2:34 - شنبه بیست و نهم فروردین 1388
| چندى قبل جهت شفاى مريض به امام رضا (عليهالسّلام) متوسل شديم چرا دعاى ما تأثير نداشت و بيمار فوت كرد؟ مصلحت چه بود؟ | |
| مصالح را انسانها نمىدانند، خداوند بر اساس واقع و حق جهان را آفريده و در آن تصرّف مىكند و علىبنموسىالرّضا (عليهالسّلام) هم بر اساس مصلحت وسيله مىشود تا خداوند شفا دهد. |
بر طریق اهل بیت | 2:26 - شنبه بیست و نهم فروردین 1388
|
|
اگر كسى براى ديگرى كه بيمارى مزمن و ديرينهاى دارد، دعا كند و با توسّل به ائمه معصومين (عليهمالسّلام) شفاى او را بخواهد، آيا اين كار مطلوب است؟ يا اينكه ممكن است از خدا سختى در زندگى طلب كند و خدا برخى مشكلات را براى او قرار دهد، تا در آخرت اجر و پاداش زيادى دريافت كند. با اين وجود جواب چيست؟ |
| هنگامى كه خداوند قلب بيمار يا يكى از دوستان وى را به نيايش جذب نمود و دل با بال كشش غيبى ميل دعا پيدا كرد، معلوم مىشود كه شفا رقم خورد. وقتى ايوب (عليهالسّلام) به طور جدّ عرض كرد: «إنّى مسنّى الضّرّ و أنت أرحم الرّاحمين»(1)، معلوم شد كه چنين خواسته مسبوق به خواسته خداى سبحان بوده است، زيرا رجال الهى، چونان ملائكه، بدون اذن سابق قول يا فعلى ندارند؛ «لا يسبقونه بالقول»(2). اگر صاحبدلى پيام الهى را در محرمخانهٔ دل نسبت به درخواست علاج بيمارى كهن و مرض عتيق دريافت نمود، دريغ نكند. البته بيمارى كه در منزل صبر به سر مىبرد، آن را بيدرنگ تحمّل مىكند و مريضى كه در مرحلهٔ رضا قرار دارد، از آن خشنود مىشود و مبتلايى كه فارغ از حضور خويش و غافل از درد خود است و در منزلت رفيع تفويض سير مىنمايد، از خود طرحى ندارد، بلكه مىپسندد آنچه را جانان پسندد. چون دعاى پدر براى فرزند طبق حديث نبوى (صلّىاللهعليهوآله) همسان دعاى پيامبر براى امّت خود است؛ «دعاء الوالد لولده كدعاء النبي (صلّىاللهعليهوآله) لاُمّته»(3)، و كهنسالانى كه از عهد ديرين به تعليم كتاب و حكمت اشتغال داشتند، به مثابهٔ پدر فرزندان علمى ـ بلاواسطه يا معالواسطه ـ اند، اميد است دعايمان بدرقهٔ سير و سلوك علمى و عملى همهٔ تقىالسيره و نقىالسريرهها باشد. مستحضريد كه عمر سرمآيهٔ است نه درآمد، از هزينه نمودن سرمآيهٔ جز در تحصيل دلمآيهٔ پرهيز شود. به وقـت صبــح شـود همچـو روز معلومت كـه با كه باختهاى عشق در شب ديجـور بر اساس استوار: «قُل الله ثمّ ذرهم فى خوضهم يلعبون»(4) در عين اشتغال به علمالدّراسة از جاذبهٔ علمالوراثة غفلت نشود، البته با فيض ربوبى و فوز قدسى؛ در تو كجا رسد كسى، تا نرود به پاى تو مرغ تو كى شــود ولى، تا نَپَرد به بال تو ولاى اهلبيت عصمت چونان قرآن كريم قداست دارد، از اعتصام به آن محروم نمانيم كه حِرمان از قرآن كريم را به همراه دارد و انتظار مىرود، راقم و مرقوم له از محتواى پاسخ و پرسش بهرهمند گردند. (1) سورهٔ انبياء، آيهٔ 83. (2) سورهٔ انبياء، آيهٔ 27. (3) نهجالفصاحه، ج 1، ص 322. (4) سورهٔ انعام، آيهٔ 91. جوادى آملى، آذر 1381 |
بر طریق اهل بیت | 2:15 - شنبه بیست و نهم فروردین 1388
|
vاز کجا پى به استجابت دعا ببرم؟ üاستجابت دعاهاي دنيوي با تحقق آثارشان شناخته ميشود؛ اما دعاهاي مربوط به آخرت راه قطعي براي شناخت استجابت آنها وجود ندارد و مصلحت هم در اين است که انسان نسبت به آنها در خوف و رجا باشد. |
| vدعا کردن بهتر است يا توسل به اهل بيت عليهم السلام؟
üتوسل پشتوانه استجابت دعا است و با آن منافاتي ندارد.. منبع : سایت معظم له |
بر طریق اهل بیت | 1:47 - شنبه بیست و نهم فروردین 1388
سوال : در صفحات سفید برخی قرآن ها یا کتب ادعیه برخی افراد مطالبی نوشته اند مثل این که فلانی در خواب چنین و چنان دید و از زائر خواسته شده است که از روی آن مطلب چندین بار بنویسد آیا این مطلب صحیح است ؟
پاسخ : خیر . این مطالب صحیح نیست و بعید نیست که مروجان اصلی این مسئله ابتدائا دشمنان ولایت و امامت باشد برای لوث کردن مقامات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و خدشه دار کردن و سو ء استفاده از باور ها و اعتقادت مومنین ساده دل باشد و باید از نوشتن آن ها خود داری کرد و اگر کسی آن مطالب را روی قرآن ها و کتا ب های دعا نوشته است باید استغفار کند . و چه بجا و شایسته است مومنین افراد جاهل را در این خصوص امر به معروف و نهی از منکر نمایند .
بر طریق اهل بیت | 18:41 - شنبه بیست و دوم فروردین 1388
طرح شبهه : ابن تيميه در منهاج السنة مينويسد :
الوجه السادس أن دعاء النبي صلى الله عليه و سلم مجاب و هذا الدعاء ليس بمجاب فعلم انه ليس من دعاء النبي صلى الله عليه و سلم فإنه من المعلوم انه لما تولى كان الصحابة و سائر المسلمين ثلاثة أصناف صنف قاتلوا معه و صنف قاتلوه و صنف قعدوا عن هذا و هذا و اكثر السابقين الأولين كانوا من القعود و قد قيل أن بعض السابقين الأولين قاتلوه ... و العسكر الذين قاتلوا مع معاوية ما خذلوا قط بل و لا في قتال علي فكيف يكون النبي صلى الله عليه و سلم قال اللهم اخذل من خذله و انصر من نصره و الذين قاتلوا معه لم ينصروا على هؤلاء بل الشيعة الذين تزعمون انهم مختصون بعلي ما زالوا مخذولين مقهورين لا ينصرون إلا مع غيرهم أما مسلمين وإما كفار و هم يدعون انهم أنصاره فأين نصر الله لمن نصره و هذا و غيره مما يبين كذب هذا الحديث .
دعاي رسول خدا بدون شك اجابت مي شود ؛ اما از اجابت اين دعا ( اللهم انصر من نصره و اخذل...) اثر و خبري شنيده نشده است، پس معلوم مي شود كه اين دعا از پيامبر اكرم نيست ؛ چون وقتي كه علي به خلافت رسيد صحابه و ديگر مسلمانان سه گروه شدند گروهي همراه او بودند و گروهي با وي جنگيدند و گروهي دست از حمايت علي و معاويه بر داشتند ، و گفته شده است كه حتي برخي از سابقين اولين با وي جنگيدند ... و از لشكر معاويه كسي ذليل و خوار نشد با اينكه مي گوئيد پيامبر خدا در حق آنان نفرين كرد ، و از طرفي همراهان علي نيز ياري نشدند و حتي شيعه كه علي را از خودش مي داند هيچگاه نصرتي نداشته و هميشه ذليل بودهاند و اگر هم داشتهاند يا در جمع ديگر مسلمانان بودهاند يا كفار ؛ پس اين نصرت خدا براي آنان كجا است؟ بنابراين ، دروغ بودن اين حديث(غدير) آشكار مي شود.
إبن تيمية الحراني ، أبو العباس أحمد بن عبد الحليم ، منهاج السنة النبوية ، ج 7 ، ص 55 ـ 59 ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم ، ناشر : مؤسسة قرطبة ، الطبعة : الأولى ، 1406هـ .
و در مجموع فتاواي ابن تيميه آمده است :
بر طریق اهل بیت | 14:32 - جمعه چهاردهم فروردین 1388




