درباره سند دعای عرفه امام حسین علیه السلام
كَفعَميّ در حاشيه كتاب دعاي «البلدُ الامين»، سيّد حسيب نسيب رضيّ الدّين عليّ بن طاووس قدَّساللهُ روحَه در كتاب «مصباح الزّآئر» آورده است كه:
بِشر و بشير دو پسر غالِب أسديّ روايت نمودهاند كه امام حسين بن عليّ بن أبيطالب عليهم السّلام در عصر روز عرفه از چادر خود در سرزمين عرفات بيرون آمد با حالت تذلّل و تخشّع، و آرام آرام آمد تا اينكه وي و جماعتي از اهل بيت وي و پسرانش و غلامانش در حاشيه چپ كوه عرفات جبلُ الرّحمه رو به بيت الله الحرام وقوف نمودند . سپس دو دست خود را مانند مسكيني كه طعام طلبد در برابر صورتش بلند كرد و خواند اين دعا را: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لِقَضَآئِهِ دَافِعٌ ـ تا آخر دعاء كه به يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ مختوم ميشود ، و فقرات إلَهي أنَا الْفَقيرُ في غِنايَ تا آخرش در آن موجود نميباشد .
بر طریق اهل بیت | 15:32 - یکشنبه پانزدهم آبان 1390
در انتظار ظهورت اي مصلح بزرگ آسماني، اميد به آينده و استقرار صلح و عدل جاويدان، رهايي از شر مزدوران و قاتلان خونحوار انسانيت و ديدن تبسم زيبا و آرام بخش آدميت دعا خواهم كرد كه البته امري فطري و طبيعي است كه با ذات و وجود آدمي سر و كار داشته و با آفرينش هر انساني همراه است و زمان و مكان نمي شناسد و به هيچ قوم و ملتي اختصاص ندارد.
امروز همه مردم دنيا فرياد خاموش دردناك سر داده اند كه خسته ايم از جور و جنايت كه خسته ايم از ناامني و خيانت.
بر طریق اهل بیت | 17:29 - یکشنبه بیست و ششم تیر 1390
آنچه ذيلا بيان ميشود گزيدهاي از مواعظ جامع و وصاياي بسيار سودمند پيامبر اعظم (ص) به ابوذر غفاري است.
- يا اباذر يكفي من الدعاء مع البرّ ما يكفي الطعام من الملح؛ با اعمال شايسته و نيك همان قدر دعا كافي است كه براي غذا نمك كافي و لازم است.
همانطور كه براي غذا مقدار معيني نمك كافي و لازم است و به بيش از آن نياز نيست، همين طور كسي كه اعمال شايسته دارد، به همان ميزان كه نمك براي غذا كافي است، دعا ضرورت دارد و بهواقع دعا بهمنزله نمك براي زندگي انسان سعادتپيشه است. پس لازم نيست كه پيوسته دعا و درخواست كند و به مجرد دعا و درخواست از خداوند، خداوند به درخواستش پاسخ ميگويد. اما آنان كه اعمالشان شايسته نيست و به ديگران خدمت نميكنند، اگر فراوان هم دعا كنند معلوم نيست به حالشان سود بخشد.
بر طریق اهل بیت | 17:28 - یکشنبه بیست و ششم تیر 1390
به همين مناسبت مطلبي از آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي عارف وارسته و استاد اخلاق حضرت امام خميني(ره) درباره متصف شدن قلب انسان به دعا ذكر مي كنيم و اين كه بدانيم آيا 'دعا' مي كنيم يا 'ادعا' داريم.
بر طریق اهل بیت | 17:27 - یکشنبه بیست و ششم تیر 1390
اللهم استغفرک لکل ذنب ...
اللهم اغفر لی الذنوب التی ....
اللهم انی اعوذ بک من کل ذنب ....
آثار گناه در نعمت ها :
تغیر النعم - خدایا پناه می برم به تو از آن گناهانی که موجب دگرگونی نعمت ها می شود .
یزیل النعم - خدایا پناه می برم به تو از آن گناهانی که موجب از بین رفتن نعمت ها می شود .
فی الاصرار علیه زوال نعمتک - خدایا پناه می برم به تو از آن گناهانی که اصرار کردن بر آن ها موجب زوال و از بین رفتن نعمت ها می شود .
کدّر علیّ نعمتک - خدایا پناه می برم به تو از آن گناهانی که موجب به ریختن و گل آلود شدن نعمت ها می شود . کنایه از این که نعمت می رسد اما گل آلود و خسته کننده و با ذلت و درد سر .
ادامه دارد ....
بر طریق اهل بیت | 13:11 - چهارشنبه بیست و نهم دی 1389
اللهم استغفرک لکل ذنب ...
اللهم اغفر لی الذنوب التی ....
اللهم انی اعوذ بک من کل ذنب ....
آثار گناه در طبیعت :
تمسک غیث السّماء - خدایا پناه می برم به تو از گناهانی که موجب می شود آسمان باران را از ما دریغ کند .
یحبس قطر السماء - خدایا پناه می برم به تو از گناهانی که موجب می شود آسمان قطره ی باران را حبس نماید . کنایه از این که گناه مانع نزول حتی یک قطره ی باران از آسمان می گردد .
ادامه دارد ....
بر طریق اهل بیت | 13:9 - چهارشنبه بیست و نهم دی 1389
اللهم استغفرک لکل ذنب ...
اللهم اغفر لی الذنوب التی ....اللهم انی اعوذ بک من کل ذنب ....
آثار گناه در دعا و اجابت :
یردّ الدعاء - خدایا پناه می برم به تو از گناهانی که موجب ردّ دعا می شوند .
تحبس الدعاء- خدایا پناه می برم به تو از گناهانی که موجب حبس دعا می شوند .
یمنع الدعاء - خدایا پناه می برم به تو از گناهانی که موجب منع دعا می شوند .
حرمان الاجابة - خدایا پناه می برم به تو از گناهانی که موجب محرومیت از اجابت می شوند .
ادامه دارد ...
بر طریق اهل بیت | 13:7 - چهارشنبه بیست و نهم دی 1389
برخي از روزها براي دعا آمادگي بيشتري دارد . گرچه در هر فرصتي كسي بخواهد با خداي خود زمزمه كند ، رواست ؛ ولي بعضي از زمانها ، بعضي از زمين ها براي دعا كردن آماده تر است . خانة خدا اينچنين است كه انسان احساس قُرب بيشتري مي كند .
راه هاي تقرّب به خدا
در دعا اگر انسان نزديك به ذات أقدس إله بشود ، دعاي او مستجاب تر است ؛ اين مطلب
اوّل . قُرب با دو حالت پيش مي آيد به عنوان مانِعَهُ الخُلُو ، نه مانِعَهُ الجُمع
؛ اين مطلب دوّم .
آن دو حالت اين است : يك وقت انسان در ساية تقرّب هاي علمي و عملي به مقامي رسيده
است كه در بارگاه الهي شرف قُرب نصيب او شده است . جزء مقرّبين شد . از بس كار خير
عبادي انجام داد ؛ فُربَهً إلَي الله ، قُربَهً إلَي الله كرد و نيّت كرد و عمل كرد
و گفت ، شد جزء مقرّبين .
بر طریق اهل بیت | 15:36 - سه شنبه هجدهم آبان 1389
الف – به طور کلی واژهی «اسم»، یعنی «نشانه». پس هر چیزی که نشانهی چیزی قرار گرفت، «اسم» آن میشود. البته گاهی اسمایی که ما میگذاریم اعتباری و فاقد واقعیت بیرونی و یا بیمسما است. مثلاً ممکن است اسم فردی که کافر است و بسیار هم ظلم میکند «عبدالله» باشد، در حالی که او بندهی هر چیزی است به جز الله! اما منظور ما در این بحث آن دسته از اسامی میباشد که مفهوم و مسما نیز دارد.
بر طریق اهل بیت | 22:52 - سه شنبه شانزدهم شهریور 1389
یک نفر دلش شکسته بود، توی ایستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود، منتتظر. ولی دعای او دیر کرده بود.
او خبر نداشت که دعای کوچکش توی چهار راه آسمان پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر
کرده بود. او نشست و باز هم نشست. روزها یکی یکی از کنار او گذشت روی هیچ
چیز و هیچ جا از دعای او اثر نبود. هیچ کس از مسیر رفت و آمد دعای او با
خبر نبود. با خودش فکر کرد پس دعای من کجاست؟ او چرا نمیرسد؟
شاید این دعا راه را اشتباه رفته است! پس بلند شد، رفت تا به آن دعا راه
را نشان دهد. رفت تا که پیش از آمدن برای او دست دوستی تکان دهد. رفت پس
چراغ چهارراه آسمان سبز شد. رفت و با صدای رفتنش کوچههای خاکی زمین
جادههای کهکشان سبز شد. او از این طرف، دعا از آن طرف، در میان راه باهم
آن دو رو به رو شدند. از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند. وای که چقدر حرف
داشتند. برفها کم کم آب میشود. شب ذره ذره آفتاب میشود.
و دعای هر کسی رفته رفته توی راه مستجاب میشود...
بر طریق اهل بیت | 0:2 - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
سیدحجت سجادیزاده
این دعا مشتمل بر عقايد شیعه و تأسف بر غیبت مهدی(عج) است که از سوی امام صادق(ع) نقل شده و به خواندن آن در چهار عید: جمعه، عید فطر، عید قربان، عید غدیر توصیه شده است.
سندشناسی دعای ندبه
معارف
والا، حقايق درخشان، معانى روشن و مطالب ژرفى كه با اسلوبى بديع، بيانى
شيوا، منطقى گيرا و عباراتى بسيار بلند و فصيح در اين دعاى شريف آمده، ما
را از ارائة هر گونه سند و منبع بىنياز مىكند كه چنين حقايق تابناك و
دقايق درخشان، هرگز از هيچ منبعى، جز سرچشمة زلال ولايت، خاندان عصمت و
طهارت، حضرات ائمة معصومين(ع)، سرچشمه نمىگيرد.
سختگيريهاى رايج در فقه شيعه، در مورد اخبار و احاديثى است كه در مسير استنباط يك حكم الزامى (واجب يا حرام) قرار بگيرد.
اما در مورد مسائل مستحبى، بهويژه دعاها و زيارتها، آن سختگيرى و موشكافى سندى معمول نيست، بلكه همين مقدار كه مضامين آن مقبول شرع باشد و در يك كتاب مشهور نقل شود كافى است.
پس اگر سند دعايى معتبر نباشد و
بهخصوص صدور آن از معصوم ثابت نشود، چون به نحو عموم به دعا و نيايش امر
شده و دعا از اعمال راجحه و از عبادات مؤكده است، خواندن آن بر حسب عمومات
قرآنى و حديثى راجح و مستحب است و در مقام عمل نيازى به سختگيرى سندى
نيست، بلكه قاعدة «تسامح در ادلهی سنن» در اينجا جارى است و همين مقدار
براى درك پاداش اخروى كافى است.
ولی با این وجود دعای ندبه را
عدهای از علما و محدثان نقل کردهاند و برخی تا ۱۵ سند برای آن بر
شمردهاند. از آن جمله میتوان به سندهای زیر اشاره کرد.
بر طریق اهل بیت | 11:56 - شنبه هفتم فروردین 1389
نگاهی به دعای "اللهم کن لولیک ..."
این دعا به غلط به دعای فرج معروف شده است. دعای فرج " الهی عظم البلاء ..." است. ما در دعای "اللهم کن لولیک ..." به صورت کلی، از خداوند میخواهیم که امام زمان(ع) را تحت حمایت کامل خود بگیرد و او را تا رسیدن به هدف نهاییاش (استقرار عدل در سراسر زمین) از هر جهت یاری کند. به عنوان مقدمه باید یاد آور شویم که جهان هستی، بر پایه اسباب و مسببات پایه ریزی شده است؛ به گونهای که برای تحقق هر امری باید زمینهها و شرایط آن فراهم شده باشد. دعا کردن نیز در این نظام، جایگاه خاص خود قرار دارد و در کنار سایر شرایط و یکی از آنها شمرده میشود. از این رو، وظیفه هر انسان دعا کردن است؛ همان گونه که باید تلاش و کوشش نیز داشته باشد.
حقیقت
دعا، اظهار عجز و فقر و نیاز به درگاه پروردگار عالم وخالق جهان است.
انسان هنگام دعا، با حضرت حق ارتباط ویژه برقرار کرده و ضمن اعتراف به
حقارت و کوچکی خود، عظمت باری تعالی را زنده میکند. او خود را مالک چیزی
نمیداند، و در برابر خداوند، خویش را هیچ به حساب میآورد و عبودیت و بندگی
اش را اظهار میدارد.
بنده هستی خود را از آن خدا و خود را محتاج
درگاه او میداند و لذا سر به آستان او میگذارد. و این نمایش ارتباطی زیبا
بین خدا و بنده است. در این حال، بنده نزد خدا عزت مییابد، به او نزدیک تر
میشود و عنایت ویژه حق را شامل حال خود میکند. نیازش پذیرفته، حاجتش روا،
و دعایش مستجاب میشود.
بر طریق اهل بیت | 11:39 - شنبه هفتم فروردین 1389
تو را می خواهم و می خوانم؛ تو می آیی و آمدنت دور نیست. این مژده را در بیابان یأس از نهان دلم گرفته ام که تو می آیی و آمدنت مثل شعر ناگهانی است و چونان سبزه، زمرّد زمین. مثل اشک، هزاران عاطفه داری و چونان تحویل سال، هزار خنده و دیدار. فانوس ها را به کوچه ها آورده ام و در آبگینه هاشان آتش ریخته ام تا در صبح استقبال، کسی دل مرده نباشد. هرچند می دانم که تو در راهی و با خود یک اقیانوس آب می آوری، به اندازه ای که همه تشنگان تاریخ را سیراب کنی. حدیث گل و بلبل و شمع و پروانه را که کهنه ردائی نخ نما بودند رها کرده ام و حدیث ندبه تو را به زمزمه نشسته ام که همیشه تازه است و هر روزِ مرا جمعه می کند؛ جمعه ای به ساحت انتظار.

تو را می خواهم و می خوانم؛ زیرا می دانم که اسب آرزویم، تنها در چمن زار ظهور تو چابک خواهد بود، زیرا با تو از تیرگی های شبهای غیبت، از همیشه جور و از فریب سراب های روزگار، راحت تر از همه سخن می گویم؛ مولای من! کاش لایق بودم تا وجود فراتر از اقیانوست را ببوسم و شمیم مست تر از گلت را ببویم. کاش کبوتری سبک بال در کهکشان مهر و عشق تو بودم و چکاوکی آشیانه بسته در آلاچیق کویت. هنوز در انتظارت نشسته ام. می دانم که می آیی و تمامی پرستوهای مهاجر را در ییلاق کویت ساکن می کنی. می دانم که آغاز تمامی سلام ها و پایان تمامی خداحافظی ها خواهی بود. هنوز در انتظارت نشسته ام و هر صبح و شام چشمان منتظرم را به عطر گل نیلوفر می آرایم. ای عصاره وجود! کاش حائل ضخیم فراق دریده می گشت و غم هجرانت به سر می آمد. آنگاه وصال، رنگین ترین قصه آمالم با آهنگ سلام خوانده می شد. اما دریغ که عرصه انتظار تقدیر من شده است و مرا جز انتظار راهی نیست! انتظاری طاقت فرسا، که گنجینه سرخین سینه ام را صندوقچه ای گرد و غبار گرفته و تازیانه خورده از اظلام زمانه، کرده است. و در حالی این چنین، آیا داروی مرحم گذاری به غیر از ندبه مرا التیام می بخشد؟ آه! ندبه، ندبه چیست که این گونه آرام بخش است؟
بر طریق اهل بیت | 15:15 - پنجشنبه پنجم فروردین 1389
امام صادق علیه السلام فرمود:
هركس بااین عهد، چهل روز به درگاه خداوند دعاكند ازیاران قائم ماخواهد بود، واگرهم پیش ازظهور آن حضرت بمیردخداوند دروقت ظهور اورا از قبرش خارج خواهد ساخت . خداوند به ازای هركلمه هزارحسنه به او عطا می كند وهزار خطااز كارنامه اعمالش محو می نماید.
خدایا به من نشان بده آن چهره زیباوجذاب وروی نورانی وستوده شده را. یكی از راههای دیداربا امام زمان روحی له الفداه ، جلب رضایت پروردگار است چنانكه درحدیث معراج چنین وعده ای راخداوند تبارك وتعالی داده است.
به این حدیث با دقت توجه كنید:
« خداوند، به پیامبر صلی الله علیه وآله می فرماید: هركس به رضای من وآن چه من می خواهم، عمل كندو وظایف اش را انجام دهد، من سه مطلب رابه او می دهم. بحار ج74 ص28.
بر طریق اهل بیت | 17:14 - چهارشنبه چهارم فروردین 1389
محمد حسین باقري - مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
آثار و فواید دعا عبادات باید با نیت تقرب به خدا به جا آورده شود و دعا كه از برترین عبادتهاست تنها با همین نیت باید انجام گیرد. همچون اولیای خاص الهی كه تسلیم محض اوامر او هستند و از آن جهت دعا میكنند كه اطاعت حق تعالی است و لذا دعایشان اجابت بشود یا نه، راضی هستند. هرچند آنان از دعا جز تقرب، چیزی نمی خواهند، اما خود دعا دارای آثار و فوایدی است كه هر دعاكنندهای از آن بهرهمند خواهد شد، البته در صورتی كه آداب و شرایط آن را رعایت كند.
در این مقاله با توجه به روایات به برخی از فواید دعا اشاره می كنیم:
1. كسب معرفت: از شرایط دعا، به دست آوردن معرفت لازم برای شناخت خود
و خداست. اینكه انسان بداند فقیر محض است و در همه چیز محتاج خداست و
خداوند بینیاز از دیگران و برآورنده نیاز دیگران است و بداند كه هیچ چیزی
بدون اراده خداوند واقع نمیشود و هرچه را او اراده كند بیدرنگ محقق
میشود. »انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له كن فیكون« [1]
با این معرفت انسان با تمام وجود و با اخلاص دعا خواهد كرد و همین باعث
اجابت آن میشود. امام صادق ـ علیه السّلام ـ در بیان آیه «فلیستجیبوا لی
و لیؤمنوا بی» میفرمایند: » یعنی مردم بدانند كه خداوند قادر است هر آنچه
را بخواهند به آنان عطا كند.«[2] و وقتی از آن حضرت درباره علت عدم استجابت دعا پرسیدند، فرمود: » چون شما كسی را میخوانید كه او را نمیشناسید.«[3]
بر طریق اهل بیت | 17:2 - چهارشنبه چهارم فروردین 1389
محمد حسین باقري - مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
دعا رابطهی معنوی میان خالق و مخلوق و رشتهی پیوند میان عاشق و معشوق است. «دعا، یاد دوست در دل راندن و نام او بر زبان آوردن و كلید عطا و وسیلهی قرب الی الله و مخ عبادت و حیات روح است.»[1] دعا روی آوردن بندهی فقیر محتاج بر درگاه خداوند بینیاز و مشتاق است. چنان مشتاق بندگان خویش است كه فرمود: «اگر به درگاه من نیایید و از من چیزی درخواست نكنید به شما توجهی نمیكنم».[2] پس در این حال كه حقتعالی باب دعا و مناجات را به روی بندهی خود گشوده و به او اجازهی حضور در محضر خود داده، بنده نیز باید ادب مقام مقدس ربوبیت را نگه دارد و چنان رفتار كند كه سزاوار مقام حق تعالی است.
در این نوشتار با استفاده از قرآن كریم و احادیث معصومین، اشارهای
اجمالی به شرایط و آداب دعا شده است و از آنجایی كه شرط تحقق هرچیزی مهمتر
از آداب به جا آوردن آن است اول شرایط دعا را ذكر میكنیم سپس به بیان
آداب آن میپردازیم.
شرایط دعا
به نظر میرسد دعا تنها دو شرط دارد كه با فراهم آمدن آنها دعا محقق میشود.
اول: دعا حقیقی باشد؛ همیشه آنچه را انسان از خدا میخواهد، خیر و
خوبی است و هیچگاه شر و ضرر را طلب نمیكند. اگر انسان آنچه را میطلبد
در واقع به ضرر او باشد مثلاً گناه باشد یا سبب گناه شود، این یك درخواست
حقیقی نیست چرا كه اگر حقیقت امر را میدانست، هیچ گاه آن را درخواست
نمیكرد. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ میفرمایند: «ای دعا كننده هیچ گاه
امر نشدنی و یا گناه درخواست مكن»[3]
چرا كه اینها خیر نیستند اما تو، آنها را خیر میپنداری؛ مثلاً تشنهای
برای رفع عطش ظرف مایعی را به خیال اینكه آب است طلب میكند و نمیداند آن
ظرف پر از زهر است در حالیكه اگر میدانست هیچ گاه آن را طلب نمیكرد، در
حقیقت او آب میخواهد نه زهر. قرآن كریم در رابطه با این درخواست غیر
حقیقی انسان میفرماید:
انسان همان گونه كه خیر را طلب میكند، همان طور شر را طلب میكند (اسراء / 11)
بر طریق اهل بیت | 16:58 - چهارشنبه چهارم فروردین 1389
مكانها و زمانهای دعا دعا در فرهنگ اسلامی از جایگاه بسیار والایی برخوردار است و از آن به عنوان سلاح مؤمن و یكی از بهترین راههای كمال و رسیدن به اهداف متعالی و ارتباط با خداوند متعال یاد شده است. در روایات معصومین و دستورات بزرگان، همواره توصیه به دعا كردن شده كه دعا در هر شرایط زمانی و مكانی و روحی افراد امكان پذیر و مؤثر است، امّا برخی از مكانها و زمانها با توجه به اهمیت آنها، جهت استجاب دعا تأثیر خاصی دارند و خداوند برخی از زمانها و مكانها را نسبت به دیگر مكانها و زمانها فضیلت و برتری داده است؛ مانند برتری شهر مكه نسبت به دیگر سرزمینها و فضیلت شب قدر نسبت به هزار ماه. خداوند این فضیلتها را برای آن قرار داده تا انسان بتواند با استفاده از آنها هرچه بهتر و بیشتر به خداوند تقرب جوید.
در این نوشتار، اول به مكانهای مقدسی كه دعا در آن اوقات سفارش شده است، اشاره میكنیم سپس به بیان زمانهای خاص دعا میپردازیم:
مكانهای دعا
1. مسجد: درباره فضیلت مسجد نسبت به سایر مكانها، امام صادق ـ علیه
السّلام ـ میفرمایند: » رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از جبرئیل
پرسید چه مكانی نزد خدا محبوبتر است. جبرئیل فرمود مساجد، و محبوبترین
مردم اهل مسجد كسی است كه اول از همه داخل مسجد شود و آخر از همه خارج شود.[1]« دعا در مكان محبوب خدا به اجابت نزدیكتر است چنانكه « امام باقر وقتی حاجتی داشت به مسجد میرفت و دعا میكرد.[2]»
بر طریق اهل بیت | 16:51 - چهارشنبه چهارم فروردین 1389
محمد حسین باقري - مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
مقدمه: دعا چیست؟
ـ دعا كلیدی است كه با آن گنجینه بخشایش الهی را میتوان گشود.
ـ دعا وسیله قرب الی الله و مغز عبادت الهی است.
ـ دعا زنگ در رحمت رحیمیّه خداوند، و سبب ریزش بركات الهی است.
ـ دعا ره توشه سالكان طریق وصال، و شعار عاشقان قبله جمال دوست است.
ـ دعا سیر شهودی و كشف وجودی اهل كمال و بهترین رابطه انسان با خدای متعال است.
ـ دعا معراج عروج نفس ناطقه به اوج وحدت، و ولوج به ملكوت عزّت است.
ـ دعا یاد دوست در دل راندن و نام او به زبان آوردن و در خلوت با او جشن ساختن و در وحدت با او نجوی گفتن و شیرین زبانی كردن است.
ـ دل بیدعا بهاء ندارد، و دل بیبهاء، بهاء ندارد.[1]
پس با توجه به این ارزش و منزلت دعا است كه در متون دینی درباره آن
اصرار فراوان شد. خدای سبحان فرمود: «قل ما یعبؤبكم ربّی لولا دعاؤكم»؛[2]
یعنی بگو اگردعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمیكند. و در
برخی روایات آمده: هر عمل عبادی اندازه و حدّی خاص دارد، مثلاً نماز در
شبانهروز پنج مرتبه تعیین شده، روزه یك ماه رمضان، و حج یك بار در عمر،
زكات نصاب خاصی دارد و مانند آن، امّا برای دعا حدّی معین نشده.[3]
بر طریق اهل بیت | 16:45 - چهارشنبه چهارم فروردین 1389
سئوال ـ «اسم اعظم» كدام يك از اسماء است؟ آيا از طريقه رمزى منظومه مرحوم شيخ بهايى ـ رحمه الله ـ (از شعر 87 كه مصراع اوّل بيت نخست آن چنين است: «هشت حرف است به ترتيب و نظام» تا شعر 95 به طورى كه نوشته اند.) مى توان آن را به دست آورد؟
ج ـ راجع به «اسم اعظم» اقوال و آراى متعدّدى وجود دارد. «كفعمى» در «مصباح» فرموده: «اقوال در اين موضوع نزديك است كه در كتاب مصنف و مجموع مؤلّفى منحصر نشود.»1 و از جمله شصت قول از اين اقوال را ذكر كرده است.
و از «بصائر الدرجات» از حضرت صادق عليه السّلام ـ روايت كرده است كه: خداوند اسم اعظم را 73 حرف قرار داده، و به آدم بيست و پنج حرف; به نوح پانزده حرف; به ابراهيم، هشت حرف; به موسى چهار حرف و به عيسى دو حرف عطا فرمود. پس عيسى به آن دو حرف احياء موتى و ابراء اكمه و ابرص مى كرد و به محمّد صلى الله عليه و آله ـ 72 حرف عطا فرمود و يك حرف را براى خود برگزيد.
بر طریق اهل بیت | 18:4 - یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388
سيد مهدي شهيدي
چكيده:
يكي از راه هاي بسيار مؤثر نشر معرفت، فرهنگ و اخلاق والاي انساني در سطح عام و در ميان توده ها ـ و ايجاد مدرسه اي عام براي ساختن روح مردم و تبيين "ابعاد صيرروت" (بُعدهاي گوناگون دگرگون گشتن و ساخته شدن)، دعا و متون دعايي است. دعا به آن اندازه ـ و با آن كيفيت بسيار متعالي ـ كه در اسلام مطرح شده، و ابزار حركت "تعليم و تربيت" قرار گرفته در اديان و مكاتب ديگر مطرح نشده است؛ از آنجا كه اين همه حقايق و معارف تربيتي و علوم عالي الهي و تعاليم متعالي انساني در جاي ديگري ـ جز اسلام ـ وجود نداشته است و ندارد پس مي توان "مكتب دعا" را، يك حركت تربيتي مؤثر، و يك مدرسة روحي تكامل و تربيتي والا به شمار آورد.حال دعا كه حال اهتزاز و جنبش روح انسان به سوي ديار ملكوت و ارتباط مجذوبانه و عاشقانه دل با الله است اشرف و اعزّ حالات آدمي است و غايت از تمام عبادات، تحصيل همان حالت است. چنانكه فرموده اند: "الدعاء مخ العِبادة"1 چه آنكه حقيقت عبادت، تذلل و عرضِ نيازِ مخلوق به آستان خالق است؛ و اين، به گونه اي بسيار روشن، در دعا ظاهر مي شود.
بر طریق اهل بیت | 10:31 - دوشنبه هفدهم اسفند 1388
محمدمهدى خديوىزند
چكيده
دعا
در سراسر تمدن انسان و در تمام فرهنگها و اديان وسيلهاى براى رهايى از
گرفتارىها، درماندگىها، تحقق آرزوها و درمان آسيبهاى بدنى و روانى بوده
است. در قرآن كريم موارد فراوانى از توسل پيامبران و مردمان به دعا آمده
است. در اين گزارش با پژوهش در هنگامههاى دعا در قرآن كريم و توجه به
آنچه در هنگامههاى رواندرمانى مىگذرد به پرسشهايى چند پاسخ مىدهيم:
1. آيا مراسم دعا با مراحل رواندرمانى مقايسهشدنى است؟ چگونه؟
2. آيا چگونگى و چندى سخن و واژهها در قرآن كريم با آنچه در رواندرمانى به كار مىرود همسانى دارد؟
3. آيا شرايط پذيرش دعا در قرآن كريم، پيامهايى براى افزايش تأثيرپذيرى رواندرمانى دارد؟
براى
پاسخ به اين پرسشها، نخست بايد ديدگاه خود را در رواندرمانى روشن كنيم و
سپس آن را با آنچه كه در قرآن كريم درباره دعا آمده است مقايسه و آن گاه
نتيجهگيرى كنيم.
واژههاى كليدى: دعا، درمان، رواندرمانى، دعادرمانى، رواندرمانى دينى.
بر طریق اهل بیت | 10:27 - دوشنبه هفدهم اسفند 1388
نیایش کشش بنده ناتوان و نیازمند به سوی خداوند کریم و توانا است. بندگان را نیاز و حاجت به اوست و امید گنهکاران به فضل اوست. نیایش چراغ جان است، مجلسها بر فروزد، جانها منور کند، زبانها معتبر کند، گناهها بپوشد. نیایش امری، روانی و اطمینان بخش دلها و فضیلت هر انسان خداجوی است، همان گونه که برای پیشرفت هر امری، باید عشقی و شوقی باشد تا نتیجه مطلوب حاصل آید برای مداومت دعا و نیایش و نتیجه گرفتن از آن هم که استجابت است باید عشقی و شوقی وجود داشته باشد. ما با نیایش و مناجات میتوانیم به فراخنای عالم هستی راه یابیم و به خالق خویش تقرب جوییم. خداوند در قرآن کریم درس دعا و نیایش با معبود را در هیجانانگیزترین عبارات بیان فرموده است.
نیایش و اهمیت آن را در قرآن کریم از سه جهت میتوان بررسی کرد:
اول: آیاتی که خدای تعالی در آن بندگان مؤمن را به نیایش ترغیب فرموده است.
«أجیب دعوة الداع اذا دعان...» (2) ندای کسی که مرا بخواند پاسخ میدهم...
«أدعوا ربکم تضرعا و خفیة...» ، (3) پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانید، زیرا او متجاوزان سرکش را دوست ندارد.
«و ادعوه خوفا و طمعا...» (4) و بخوانید خدای را در حالی که ترسان باشید و امیدوار به رحمت بیمنتهای او...
«ادعونی استجب لکم...» ، (5) مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم.
دوم: آیاتی که پیامبران خدا هنگام گرفتار شدن در شداید، به جهت گشایش، بدان وسیله به خدا متوسل میشدهاند.
بر طریق اهل بیت | 10:20 - دوشنبه هفدهم اسفند 1388
خطاب و نداي «اُدعوني أستجب لکم؛ [مرا بخوانيد تا شما را اجابت کنم.]1» براي هميشه تاريخ و همة جانهاي تشنه و دلهاي عاشق و گوشهاي شنوا و زبانهاي اهل دعا ندايي دلپسند و دلنشين و جانبخش است و در انسانها روح اميد و نشاط را زنده ميکند و مايه بيداري و حيات ميگردد. و سخن:
«اگر دعاي شما نباشد خداوند هرگز به شما عنايت و اعتنا نخواهد فرمود».2
نيز درس بزرگ و آموزنده ديگري است که از غفلتها و جهالتها و غرورها و خودفراموشيها برحذر ميدارد.
دعا مخ عبادت و جوهره عبوديت است.
در سيرة نبي اکرم و ائمه هدي(علیه السلام) درسهاي فراواني در اينباره نهفته است که لازم است نسبت به آن توجه جدي مبذول گردد.
بر طریق اهل بیت | 10:18 - دوشنبه هفدهم اسفند 1388
به كارگيري دعا در جهت مقاصد سياسي
بخشي از دعاهاي منقول امام سجاد (ع) داراي مضامين و ابعاد سياسي هستند. در آن بحثها از عدالت، رهبري، معرفي و ارائهي اصول و تاكتيكهاي مبارزه با خصم، عدم سكوت و عدم ترك وظيفه برابر مسئوليتهايي است كه بر عهدهي آدمي است. همچنين در آن از مسألهي رهبري امت كه واجد سه صفات و شرايطي بايد باشد، بحث است.از علمها و آگاهيهاي لازم براي رهبر؛ احتراز مردم از قبول زمامدار ظالم و پرهيز از تملق نسبت به دستگاه جبار، طردها و ردها و عدم همكاري با آنها، خواستاري حكومت حق و عدل، فراهمسازي زمينههاي آن، مقاومت در برابر دشمن، مصداق ربَّنا أفرغ علينا صبراً و ثبِّت أقدامنا بودن در آن مطرح است.
بر طریق اهل بیت | 10:15 - دوشنبه هفدهم اسفند 1388

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیم . بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم . إذا سَألَكَ عِبادِی عَنّی فَإنّی قَرِیبٌ اُجِیبُ دَعوَهَ الدّاعِ إذا دَعانِ فَلْیَستَجِیبُوا لِی وَلْیُؤمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرشُدُونْ. (1)
وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در دعای سحرهای ماه مبارك رمضان حال تبهكار تائب را چنین ترسیم میكند؛ عرض میكند:
پروردگارا ! نه تنها اگر مرا از دَرِ لطف و رحمت برانی من ناامید نمیشوم، بلكه اگر مرا به دوزخ ببری و مرا ببندی و بسته عذاب بكنی و در بین مردم قیامت، عَلی رُؤُسِ الأشهاد اسرار مرا عَلنی كنی، مرا مُفتضح و رسوا كنی، بین من و بین اولیایت جدائی بیندازی، بین من و ابرار و اخیار تفرقه بیفكنی و مرا در دوزخ به عذاب روحی و جسمی معذّب كنی، باز دست از تو بر نمیدارم ! زیرا محبّت تو در دل من جایگزین است بر طریق اهل بیت | 16:54 - یکشنبه نهم اسفند 1388

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم . اَلدُّعاء مُخُّ العِبادَه. (1)
در نوبت قبل به عرضتان رسید كه دعای ابوحمزه ثمالی از نظر تحلیل مسائل عقلی به نوبه خود یك دائرة المعارفی محسوب میشود. یعنی به صورت دقیق بررسی میكند كه چه طور انسان گناه میكند. چنین كه در نوبتهای قبل به صورت دقیق تحلیل كرد كه چه طور انسان در نماز حضور قلب ندارد . در نوبت قبل به نفس تَسویل و نفس مُسوّله رسیدیم . حالا روشن شد
وقتی انسان به دام نفس افتاد، كم كم اسیر میشود. از آن به بعد نوبت به نفس اَمّاره است. نوبت به نفس امّاره بعد از نفس مُسوّله تلاش و كوشش میكند. انسان در طلیعه امر عاملاً عامداً گناه نمیكند. فریب میخورد، زشت را زیبا، زیبا را زشت، كم كم به دام میافتد. وقتی به دام افتاد، از آن به بعد عالماً، عامداً گناه میكند، چون اسیر است و هر دستوری كه امیر بدهد او اطاعت میكند، كه إنَّ النَّفسَ لَاَمّارَهٌ بِالسُّوء. (2) بر طریق اهل بیت | 16:52 - یکشنبه نهم اسفند 1388

در نوبت قبل اشاره شد كه وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال نیایشگر را چنان ترسیم میكند كه دعا كننده عرض میكند : پروردگارا ! من نه تنها تو را معصیت كردم، هم به جلالت و عظمت تو آگاه بودم، و هم برای معصیت رشوه میدادم، و هم از پرداخت رشوههای سنگین دریغی نداشتم
این نسخهای كه آمده است:
"وَ أعطَیتُ عَلی مَعاصِی الجَلیلْ اَلرُّشی."چند سبك نقل شده است؛ یكی این كه: اَعطَیتُ عَلَی مَعاصِی الجَلیلْ اَلرُّشی، یعنی من نه معصیتهای خدای جلیل و بزرگوار رشوه میدادم! كه این یك نقصی است روی نقص قبلی؛ انسان با اعتراف به جلالت خدا او را معصیت میكند كه بر معاصی خدای جلیل رشوه میدادم. برخی از نُسخ این چنین آمده است كه: اَعطَیتُ عَلی جَلیلِ المَعاصی الرِّشی. من بر آن معصیتهای بزرگ رشوه میدادم.
بر طریق اهل بیت | 16:49 - یکشنبه نهم اسفند 1388

یكی از آداب و سنن دعا، پرهیز از «استكبار» است و استكبار اختصاص ندارد به این كه كسی كافرانه زندگی كند یا عاصیانه به سر ببرد؛ اگر كسی مطیع بود، واجبها را انجام داد و محرّمات را ترك كرد، لكن این توفیقات را از خود دانست، یك نحوه استكبار است. كسی عالم شد و عمل كرد، توفیق تحصیل علم و امتثال دستورات الهی را از خود دانست، این هم یك نحوه استكبار است. بهترین راه برای نجات از استكبار آن است كه انسان اسمای حُسنای الهی را رقم بزند و با بیان و بنان بازگو كند و همه كمالات را به خدا اِسناد دهد و همه نقصها را به خود.
در دعای نورانی عرفه سیّدالشهداء سلام الله علیه این است؛ یك فرازهای فراوانی دارد كه أنْتَ الَّذِی اَحسَنْ، أنْتَ الَّذی كَذا و كَذا و كَذا و كَذا، اسمای حُسنای إله را میشمارد. بعد نقصانها و قصور و خطیئات و سیّئات خود را یادآور میشود. أنَا الّذِی كَذا، أنَا الَّذِی عَصَیْتُ، أنَا الَّذِی اَسَأتُ و مانند آن. مشابه آن در دعای عرفه امام سجاد سلام الله علیه است و در دعای سحر ابوحمزه ثمالی هم هست.
بر طریق اهل بیت | 16:47 - یکشنبه نهم اسفند 1388

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
یكی از آداب و سنن نیایش و دعا اِلحاح و اصرار است. اِلحاح و اصرار گاهی به تكرار یك جمله است، گاهی به تكرار مضمون یك جمله در عبارتهای گوناگون؛ دعای ابوحمزه ثمالی از مصادیق بارز اِلحاح در دعاست. زیرا وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان یك مطلب را با عبارتهای گوناگون، با تعبیرهای مختلف بازگو میكنند، و آن بخشش گناهان است.
زیرا تا انسان تبهكاری او بخشوده نشود، قُرب الهی نصیبش نخواهد شد و تا قُرب الهی نصیب او نشود، از آن فُوز خاصّ طرفی نمیبندد. لذا در این جمله به ذات أقدس إله عرض میكند: پروردگارا ! اگر از گناهان من صرف نظر كردی، این كار سنّت دیرینه توست كه از تباهی تبهكاران صرف نظر كردی.
"فَإنْ عَفُوتَ یا رَبِّ فَطالَ مَا عَفُوتَ عَنِ المُذنِبینَ قَبلِی."من اوّلین گنهكاری نیستم كه تو بخشودی، چنین كه آخرین گنهكاری هم نخواهم بود كه تو بخشیدی.
بر طریق اهل بیت | 16:45 - یکشنبه نهم اسفند 1388

اُدعُونی اَستَجِبْ لَكُمْ (1)
تا انسان از تبهكاریها توبه نكند، شرائط قُرب خدا را پیدا نمیكند. وقتی به خدا نزدیك نشد، صدای او هم به سمع فرشتگان نمیرسد. آنها افرادی كه دوراند، مورد عنایت خود قرار نمیدهند. لذا امام سجاد سلام الله علیه در دعای ابوحمزه ثمالی عرض میكند:
"اَللّهُمَّ تُبْ عَلَیَّ حَتّی لا اَعصِیَكَ وَ ألْهِمْنِی الخِیرَ وَالعَمَلِ بِهِ وَ خَشیَتَكَ بِاللّیلِ وَالنَّهارِ مَا اَبقَیتَنِی یا رَبَّ العالَمِین."اگر لطف الهی شامل حال انسان بشود و اگر خدا خیر را معرفتاً و عملاً به انسان الهام بكند و خشیّت الهی نصیب انسان بشود در شبانه روز، دیگر بیگانهای نمیهراسد و دست به تباهی دراز نمیكند.
بر طریق اهل بیت | 16:43 - یکشنبه نهم اسفند 1388


