تبليغاتX
دعا - نفرين بر تو! تويي كه از جنس شيطاني!
مرکز تخصصی دعا و زیارت و پاسخگویی به سوالات و شبهات
دعا
نفرين بر تو! تويي كه از جنس شيطاني!

"به بهانه حادثه دلخراش روزعاشورای کابل، مزارشریف وقندهار"

آري با توام اي بدتر از قابيل و شقي تر از نمرود و نمروديان!
اي رنگ انسانيت به خود نديده كه بزدلي و ترس وجود نامباركت را چنان احاطه كرده كه با بمب هايي در آستين منحوس و نفرين شده ات، مردمان بي گناه را مي كشي و جام زهرآگين جهنم را از دست شيطان گرفته و مي نوشي تا آنقدر مست شقاوت شوي كه توان كشتن مردان، زنان و حتي كودكان بي گناه اين سرزمين داغ ديده را داشته باشي و خون آنان را بريزي و صدها خانه را در ماتم فرو ببري! آن هم درست در روزي كه مردم عزادار نواسه رسول خاتم، آن رسول رحمت اند.

اي يزيد افغانستان! و اي بدتر از يزيد و يزيديان! تو عاشوراي سرخ حسيني را با خون دوستداران آن امام شهيد، سرخ تر ساختي و دلهاي مصيبت ديدگان كربلا را بدتر از مصيبت كربلا سوزاندي! تو دشمن انسانيت و انساني! تو با آزادي انسانها دشمني و با انسان بودن و انسان زيستن در ستيزي!
تو اي سنگدل و بي رحم!

چگونه بهشتي را وعده ات داده اند كه از خون بي گناهان نمي ترسي و از عذاب جهنم و آتش خشم خداي بزرگ نمي هراسي؟!
چگونه جنتي را از باداران بدتر از خودت وعده گرفته اي كه از هلاك كردن صدها انسان بي گناه ابايي نداري؟!
چگونه قصر و باغ سرخ و سبزي را نشانت داده اند كه از آبرو و انسانيت خود گذشته و خود را تقديم شيطان كرده اي؟!

چه چيز آنقدر ذليل و پستت كرده كه از ريختن خون عزاداران اهلبيت پيامبر خدا (ص) ابا نكرده و شهادت آنان را فخر خود پنداشته اي؟! پول؟! مقام؟ سياست؟
اما نه! تو حقيرتر و ذليل تر از آني كه بتواني تصور كني و بيانديشي و به عاقبت عمل ننگين خود انديشه كني! آري! تو با انسانيت و بزرگي بيگانه اي و مفهوم انسان بودن را در ذهن حيواني تو جايي نيست! تو برده شيطان و دست پرورده شيطان صفتاني! همان هايي كه از خون شهداي عاشوراي کربلای كابل، مزار و قندهار و صدها چون كربلاي اين عاشورا، بر جور و ظلم خود و طغيانگري بي حد و حصر خود، مهر تاييد مي زنند تا روزي با انتقام خداوند ذليل تر از يزيد بميرند و براي هميشه در آتش گناهان خود بسوزند!

اي بيگانه با شرافت و مروت!
اي بدتر از قابيل كه يكبار برادر خود را كشت و تو هر روز به كشتن مردم و امت بي گناه پيامبر خدا مبادرت مي ورزي، كاش در فهم حقيرت مفاهيمي كه مي گويم مي گنجيد تا بداني در عاشوراي حسين در كابل و دو شهر محروم ديگر اين كشور زخمي، چه مصيبت عظمايي آفريدي و چه داغ بزرگي بر دل مردم هميشه مظلوم اين ديار حك نمودي و چه نفرين هايي كه از نفس حق شان نثار تو و باداران بدتر و حقيرتر از خودت شد و لكه ننگ ابدي را بر پيشاني تان حك نمود! كاش مي توانستي بفهمي عمق رذالت و بدبختي ات را كه فكر كردي با كشتن كودكان و زنان عزادار اين ديار مي تواني نور حقيقت را خاموش كني و مردم اين ديار را از اعتقادات پاكشان به اسلام و حقيقت قرآن و پيامبرشان باز داري؟! زهي خيال باطل!

آري اي بدتر از شمر و حقيرتر از حرمله!
كه فقط مي تواني با نامردي و حقارت با ضربات مخفي به كودكان عزاداري كه مي خواستند با آرمانهاي الگوي شهيدشان علي اصغر شيرخواره، تجديد پيمان كنند كه آزاده مي زيند حتي به بهاي جان خويش، خود را به اثبات برساني و حيوان صفت بودن خود را نمايش دهي و بدين سان بندگي ات را به باداران شيطان صفت خود به اثبات برساني! اي حقير و پست! اي وجود نكبت بارت مايه ننگ انسانها! اي خود باخته ترسو! كه حتي از آمدن به ميدان هاي رزم مردانه مي هراسي و با تزوير و ريا، بي خبر از مردم قرباني مي گيري! چه اينكه تو با مردي و مردانگي بيگانه تر از آني كه حتي تصور رزم رو در رو و مردانه وار در ذهن حقير و ذليلت بگنجد!

تو سزاوار هماني كه قاتل عزاداران حسين باشي تا بدترين عذاب ها را براي ابد خويش ذخيره كني و باداران تو آن بندگان شيطان نيز شايسته لهيب آتشي كه از هيزم هاي اين دنيا و از اعمال ننگين خود فراهم آورده اند! تو و آنان از بدترين خونخواران تاريخ خواهيد بود و به خود بباليد كه نام تان در ليست نام هايي چون يزيد و شمر و يزيد صفتان حك خواهد شد!

تو ننگ به پيشاني داشته اي هستي كه بمب مي تركاني و مردم را به عزت شهادت، آنچه كه لايقش هستند مي رساني و خود را نيز به عذاب ابدي و بدنامي هميشگي كه به راستي لايق آني!
آه كه مردم اين سرزمين چقدر بزرگ و شايسته شهادت در راه آرمان هاي مقدس خويش اند و خداوند در تقديرشان شهادت در راه آزادي و آزادگي شان را رقم زده است! آه كه چقدر اين مردم شايسته رحمت خداوند كريم اند و لايق پيوستن به شهداي كربلاي حسين!

و تو اي حقيري كه با بمب گذاري و تقديم جسم و جان خويش به شيطان تصور كرده اي كه مي تواني راه آزادمردي را در ميان اين مردم و اين ديار شهيدپرور از ميان ببري! تو چه غافل و چه كوته فكر و جاهلي! اين مردم بارها حسين گونه در اين سرزمين اسلامي حماسه ها آفريده و هرگز شهادت فرزندان شان آنان را از تعقيب راه آزادگي سست نكرده! اين تو و اربابان حقير و شيطاني تواند كه فكر مي كنند با قطعه قطعه ساختن جسم مردم عزادار اين سرزمين اسلامي مي توانند بر روح شان نيز حاكم شوند! اما روح آن شهيدان در جوار رحمت خداوند آرام خواهد گرفت و تو و اربابانت، آن بندگان و بردگان شيطان، در عذاب هميشگي خواهيد بود!

خداوند بزرگ مي داند كه زندگي بر تو حرام است و نفس هاي آلوده تو در اين هوايي كه مردم افغانستان نفس مي كشند و عزاداران حسين رسولش نيز، تو را لايق آن ديد كه قاتلين اين شهيدان باشي و شقي گردي و نفرين شده خداوند و بندگان خوبش قرار گيري!
آري اي نفرين شده ظلماني!

تو از جنس خباثتي و چون وجود منحوس تو را اين زمين ديگر بر نمي تابيد خداوند نيز تو را به همان شيطاني كه حلقه بندگي اش را به گردن آويخته بودي، محشور كرد تا در آن جهان نيز از رذالتي كه مي خواستي بي نصيب نباشي!

اما واي بر حال آناني كه همكاران تو را ببخشند و به بهانه صلح و امنيت در كشور، دستان هم دستان تو را به دوستي بفشارند! دستاني كه به خون صدها بي گناه آغشته است و قصاص شان واجب، نمي بايست بخشيده شوند كه در اين بخشايش رضاي خدا هم نيست!
آري اي بدبخت كه توسط شيطان خريداري شده اي!
ديگر كلمات از وصف حقارتت عاجزند، واي بر تو و بر عاقبت آناني كه مردم عزادار افغانستان را به داغ عزيزان شان، نشاندند و زهي خيال باطل كه تصور كرده اي مي تواني اسلام را خاموش سازي و اعتقاد مسلمانان را ضعيف نمايي!
ننگ و نفرين بر تو و بر اربابانت؛ آن حلقه به گوشان ابلیس رانده شده!

نویسنده: سمانه یعقوبی

بر طریق اهل بیت | 13:12 - جمعه هجدهم آذر 1390